خاموش مىشود و بسا روشن و بسا تمام مىشود در حال خواب خاموش مىشود و در حال بيدارى روشن و در حال موت تمام مىشود و قابل قبض نيست و داراى روح انسانى و ملكوتيست كه در حال نوم بدن را رها مىكند و سير مىكند به عالم بالا و روح حيوانيش باقى است در بدن و آن نفس انسانى بسا يك حقايقى را مشاهده مىكند خواب رحمانيست و قابل تأويل است و بسا شياطين چيزهايى به نظر او ميآورند خواب شيطانى است تاويل ندارد و در اين حال نوم اگر بخار حيوانى تمام شد ديگر نفس انسانى برنميگردد چون اسباب از دستش گرفته مىشود مثل اينكه اگر نفت و بنزين تمام شد ديگر ماشين و مكينه در تحت فرمان راننده نيست مگر روز قيامت كه در مكينهء بدن نفت و بنزين كنند و روشن كنند نفس بر آن سوار مىشود و در تحت فرمان نفس ميآيد خدا ميفرمايد كه آنكه در حال نوم نمرد و بخار حيوانيش باقى است پس قبض نميكنيم بيدار مىشود و پس از بيدارى آن هم دو قسم است يك قسم كه اجلش و مدتش تمام مىشود روح آن را نگه ميداريم .
فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ
و آنكه اجلش نرسيده .
وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى
مدتى كه خداوند تعيين فرموده .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
در قدرتنمايى حق از نوم و بيدارى و سير نفس انسانى و موت و قبض ارواح و نفوس هر آينه آياتيست محير العقول چه نحوه ميرود و بچه كيفيت برميگردد و چه وقت تمام مىشود و چه موقع ايجاد مىشود و تجديد مىشود .
[ سوره الزمر ( 39 ) : آيات 43 تا 44 ]
أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ شُفَعاءَ قُلْ أَ وَ لَوْ كانُوا لا يَمْلِكُونَ شَيْئاً وَ لا يَعْقِلُونَ ( 43 ) قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ( 44 )
آيا اين مشركين و كفار و ضالين گرفتند از غير خداى متعال شفيعهايى بگو آيا و لو اين شفعاء شما مالك شيئى نباشند و عقل و شعور نداشته باشند .
بگو مختص