گفت مريضى داشتم خواستم يك قطعه لباس حضرت را ببرم براى استشفاء در دفعه اول و دوم حيا كردم در دفعه سوم بردم .
حتى دارد عرب بيابانى آمد حضور حضرت نشست پاى خود را دراز كرد و گفت يا محمد براى من قصه بگو حتى اعرابى آمد و گفت زير اين آسمان كذابى مثل تو نيست حضرت با كمال ملايمت فرمود اگر اينكه در آستين دارى شهادت بصدق دعوى من بدهد قبول ميكنى گفت آرى سوسمارى در آستين شكار كرده بود رها كرد سوسمار شهادت داد او ايمان آورد . در فتح مكه سران قريش از ترس پناه برده بودند به مسجد الحرام حضرت وارد مسجد شد فرمود با شما معامله ميكنم معامله يوسف با برادرانش
لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ
( يوسف آيه 92 ) .
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 216 ]
فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ ( 216 )
پس اگر مخالفت تو كردند و ايمان نياوردند پس از آنها اعراض فرما و بگو من بيزارم از آنچه شما عمل ميكنيد .
كه پرستش بتها را ميكنيد و اعمال قبيحه بجا ميآوريد چنانچه ميفرمايد
فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ
( حجر آيه 94 ) و نيز ميفرمايد
خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ
( اعراف آيه 199 ) و نيز ميفرمايد
اتَّبِعْ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ
( انعام آيه 106 ) (
فَإِنْ عَصَوْكَ )
مرجع ضمير عشيره است و عصيان آنها عدم تصديق رسالت است و شرك به خدا .
(
فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ )
اسلام خويش و غريبه ندارد سلمان مىشود
« السلمان منا اهل البيت »
ابى لهب مورد
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ
- الى قوله -
سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ
شد ( آيه 1 و 2 و 3 ) اسماء زن ابى بكر ، عايشه عيال پيغمبر ، سياه و سفيد عرب و عجم ندارد
« خلقت الجنة لمن اطاع اللَّه و لو كان غلاما حبشيا و خلقت النار لمن عصى اللَّه و لو كان سيدا قرشيا » .
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 217 ]
وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ ( 217 )
و توكل كن بر خداوند عزيز و رحيم .
توكل از شئون توحيد افعاليست و در باب توحيد افعالى گفتيم افراد بشر چهار دستهاند :