تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
معجزه چون باقى بود و مورد مشاهدهء ناس بود اينها ترسيدند كه ديگران بيايند و معاينه كنند و ايمان بياورند و دستگاه اينها را از بين ببرند و در هم كوبند در مقام بر آمدند كه او را از بين ببرند تا اينكه حضرت صالح به آنها خبر داده و فرمود :

[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 156 ]

وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ ( 156 ) و اذيت به او نكنيد كه اگر كوچكترين اذيتى به او شد كه مفاد (
وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ )
است پس ميگيرد شما را عذاب روز عظيم (
فَيَأْخُذَكُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ )
. و در سوره هود ميفرمايد : (
وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابٌ قَرِيبٌ )
كه سه روز بيشتر مهلت نداشتند .

[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 157 ]

فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِينَ ( 157 ) پس پى كردند ناقه را پس صبح كردند در حالى كه نادم و پشيمان بودند . ديگر پشيمانى سود نداشت و در سوره هود ميفرمايد :
فَعَقَرُوها فَقالَ تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ
( آيه 65 ) و اين سه روز مهلت براى اين بود كه حضرت صالح و مؤمنين از ميان قوم خارج شوند و شرح پى كردن ناقه صالح را ما در سوره اعراف مجلد پنجم صفحه 370 آيه 77 و در جلد ششم در سوره هود صفحه 81 آيه 65 بيان كرديم و خلاصه اينكه زنى بود جميله نامش صدف بود و اموال زيادى از گوسفند و گاو و شتر داشت و مردى بود نامش مصدع به او گفت من به تو تزويج ميشوم و مهر من پى كردن ناقه صالح است و نيز زنى بود نامش عنيزه و مردى بود نامش قدار او را خواست و گفت من يكى از دخترانم را به تو تزويج ميكنم مشروط به اينكه پى كنى ناقه صالح را و اين قدار اولاد زنا بود لكن معروف به ابن سالف بود از جهت فراش . اين دو نفر مصدع و قدار هفت نفر ديگر را از سران قوم با خود همدست كردند و ناقه صالح را پى كردند و اما فصيل بچه ناقه در بعض اخبار دارد فرار كرد و ناله ميكرد و در كوه‌ها غايب شد چنانچه در سوره اعراف گفتيم و در بعض اخبار دارد او را مقابل ناقه كشتند چنانچه در سوره هود گفتيم و مكرر تذكر داديم كه حضرت رسالت پسر
اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 76 | السيد عبد الحسين الطيب