دنيا دار تغيير و تغير است يك روز صحت است يك روز مرض يك روز نعمت است يك روز بلا يك روز سعة است يك روز ضيق
« دار بالبلاء محفوفة و بالغدر موصوفة »
زير و بالا بسيار دارد گاهى عزت گاهى ذلت ، غنا و فقر - انسان اگر ايمان به خدا داشته و او را حكيم على الاطلاق بداند ، تمام كارهاى او حكيمانه و درست و بجا است و عين صلاح است بايد در هر حال شاكر و صابر باشد اگر نعمت داد شكر كند و اگر بلائى متوجه شد صبر كند لكن اكثر ناس نه شكر گذار نعم او هستند و نه صبر بر بلاها دارند و اين شكر گذارى بر نعم و صبر بر مصائب و بليات از آثار توحيد افعاليست .
اما شكر بر نعم اينست كه اولا بداند اين نعم از جانب خدا است ولى اكثر مستند بقواى خود و عمليات خود و اسباب ظاهريه و رؤساء و امراء و اكابر ميدانند يا مستند بطبيعت و شانس و پيشانى و بخت و اتفاق مىپندارند و ثانيا بداند كه از روى حكمت و لطف و عنايت و تفضل است نه از روى استحقاق و طلب كارى و ثالثا بداند كه امتحان بنده است مصرف حرام نكنند و به مصرف مشروع صرف كنند و رابعا بازاء هر نعمتى يك عبادتى از ذكر و صلوة و بذل و احسان و غير اينها بجا آورند و خامسا قدر دانى كنند و بزرگ بشمارند .
و اما صبر ، اولا بدانند كه عين صلاح است و امتحان بنده است و راضى بقضاء الهى باشند و ، خود را در معرض حرام در نياورند و از راه حرام بدست نياورند و بدانند اجر بى حساب دارند لذا ميفرمايد :
وَ لَئِنْ أَرْسَلْنا رِيحاً
بادهاى خريف و زمستان .
فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّا
يا مراد برگهاى درختان است يا ابرهاى تيره بى باران .
لَظَلُّوا مِنْ بَعْدِهِ يَكْفُرُونَ
كفران نعمت ميكنند يا كافر به خدا ميشوند كلمات كفر آميز از آنها صادر مىشود يا مستند بانبياء و صلحاء و مؤمنين كه اينها باعث اين بليات شدند .
[ سوره الروم ( 30 ) : آيه 52 ]
فَإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ ( 52 )
پس محققا نميتوانى بشنوانى مردهها را و نه بشنوانى كرها را آنچه دعوت كنى زمانى كه پشت ميكنند