او را هم معتقد نيستند
قالُوا سِحْرانِ تَظاهَرا
هم كارهاى موسى سحر بود كه اظهار كرد و هم معجزات تو سحر است كه اظهار ميكنى .
وَ قالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ
نه موسى نه عيسى نه پيغمبر اسلام و نه انبياء سلف تمام دروغ و افتراء است چنانچه گفتند :
إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
( انعام آيه 25 و انفال آيه 31 ) و بسيار ديگر از آيات تقريبا نه آيه .
[ سوره القصص ( 28 ) : آيه 49 ]
قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدى مِنْهُما أَتَّبِعْهُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 49 )
بگو بكفار و مشركين كه منكر موسى و من هستند پس بياوريد بكتابى كه از جانب پروردگار كه آن كتاب هدايت كنندهتر باشد از تورات و قرآن تا من متابعت كنم او را اگر هستيد راستگويان .
اما تورات كه ميفرمايد در چند آيهء قبل آيه 43
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ مِنْ بَعْدِ ما أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولى بَصائِرَ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً
الايه شرحش گذشت و اما القرآن ميفرمايد
إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ
( اسرى آيه 9 ) شرحش بيان شد .
قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
آوردن كتاب از جانب خدا اولا احتياج بيك رسولى دارد كه او بياورد و اگر رسولى بر فرض باشد و كتاب بياورد شما آن را هم ساحر ميدانيد و كتاب را سحر ميشماريد و ثانيا اين امر تعجيزيست يعنى احدى قدرت ندارد بر آوردن مثل آنها چه رسد ،
هُوَ أَهْدى مِنْهُما
باشد بلكه مثل يك سوره آن نميتوانيد بياوريد و ثالثا اگر بر فرض محال كتابى بهتر از آن بود مسلما خدا او را ميفرستاد زيرا ترجيح مرجوح بر راجح قبيح است و فعل قبيح از خداوند محال است صادر شود .
أَتَّبِعْهُ
بر فرض محال اگر آوريد منهم متابعت او را ميكنم و كتاب خود را كنار ميگذارم .
إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
يعنى شما كاذب هستيد چون نميتوانيد بياوريد و از براى صدق و كذب مراتبيست و اقسامى : صدق در عقائد كه عقيده مطابق با واقع باشد ، صدق در اخلاق كه متخلق باخلاق حميده باشد ، صدق در افعال كه تمام افعالش حسن و داراى مصلحت و صحيح