پيدا نكنى در دستوراتى كه به تو داده مىشود و اطمينان قلب پيدا ميكنى .
فَذانِكَ
اين دو معجزه تو كه عصا باشد و بيضاء يد .
بُرْهانانِ
دو دليل بزرگ و برهان قطعيست .
مِنْ رَبِّكَ
كه خداوند تو به تو اعطاء و عنايت فرمود .
إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ
بسوى فرعون و قوم او قبطيان و جمعيت او كه در تحت سيطره او هستند يعنى برو براى دعوت آنها بتوحيد و عبوديت حضرت احديت و اطاعت و فرمان بر دارى و نجات بنى اسرائيل و دست از شرك و خود پرستى و ظلم و تعدى بردارند .
إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ
از براى فاسق اطلاقاتيست فسق مقابل عدل فسق مقابل ايمان از كفر و شرك و ضلالت فسق بمعنى تعدى و تجاوز .
[ سوره القصص ( 28 ) : آيه 33 ]
قالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ ( 33 )
حضرت موسى عرض كرد پروردگار من بدرستى كه من كشتهام از فرعونيان يك نفس پس ميترسم اينكه مرا بقتل رسانند .
حضرت موسى اصلا از خوف قتل فرار كرد و متجاوز از ده سال متوارى بود و در مدين بسر ميبرد و چشم از پدر و مادر و برادر و خويشان و اقارب و دوستان خود پوشيد با اينكه كمال اشتياق بملاقات آنها داشت و شايد اصلا قصد ملاقات آنها را داشت لكن بطور ناشناس و مخفيانه بر آنها وارد شود حال مأموريت پيدا كرده كه برود نزد فرعون و خود را به آن نشان دهد و او را دعوت كند كه دست از خدايى خود بردارد و بنى اسرائيل را رها كند و تابع موسى شود ولى معذالك از اطاعت امر الهى خارج نشد فقط شرح حال خود را بيان كرد و از خداوند يك نفر كمك طلبيد كه برادرش هارون باشد .
اقول : حضرت موسى مقام نبوت و رسالت و اولو العزمى به او عنايت شد مع ذلك براى يك قتل نفس خائف بود كه او را بقتل رسانند و لكن امير المؤمنين على ( ع ) با اينكه از كفار قريش و بنى اميه چه اندازه كشته بود در جنگ بدر و حنين و احد و ساير سرايا كه اينها عاقبت از ترس شمشير على اسلام ظاهرى آوردند و اعدى عدو على بودند كه در اثر همين عداوت ، با او