تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
منكر و دليل شيعه همين آيه است و اخبار بسيار كه به حد تواتر رسيده و مسئله بداء در تكوينات مثل نسخ است در تشريعيات و معناى بداء اين نيست كه سنيها توهم كردند كه خدا تغيير رأى ميدهد بلكه بمعنى اينست كه افعال الهى تابع حكم و مصالح است و در افعال بسا مصلحت تغيير مىكند مثلا اگر دعاء كردى اجابت مىشود اگر نه نه اگر صله رحم كردى عمر طولانى مىشود اگر قطع رحم كردى كوتاه مىشود اگر عبادت كردى توفيق ميآيد اگر معصيت كردى خذلان عمل صالح مورد تفضلات عمل قبيح مورث بليات و هكذا و خدا ميداند چه مىشود و غير او نميداند از امير المؤمنين است ميفرمايد اگر نبود اين آيه
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ
خبر ميدادم از آنچه واقع مىشود الى يوم القيمة حتى مسئله خروج حضرت بقية اللَّه و فرج آن حضرت از حتميات است لكن زمانش قابل تعجيل و تأخير است لذا دعاء در تعجيل ميكنى .

[ سوره النمل ( 27 ) : آيه 76 ]

إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ( 76 ) بدرستى كه اين قرآن بيان ميفرمايد و توضيح ميدهد بر بنى اسرائيل بسيارى - از آنهايى كه آنها در او اختلاف ميكردند . و بر خلاف واقع ميگفتند من جمله بهتانى كه بمريم زدند و نقض ميثاق در صيد سبت كردند و دعوى قتل مسيح نمودند كه در سوره نساء آيه 154 الى 157 بيان ميفرمايد
فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ وَ كُفْرِهِمْ بِآياتِ اللَّهِ وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ
- الى قوله تعالى -
وَ قَوْلِهِمْ عَلى مَرْيَمَ بُهْتاناً عَظِيماً وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ
- الى قوله -
بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ
- الايه شرحش در مجلد چهارم صفحه 261 الى 266 بيان شده مراجعه فرمائيد و من جمله تقاضاى از موسى كه گفتند
« أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً »
و گفتند
« اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ »
و اخذ ربا و اكل اموال ناس بباطل و قضيه عجل و سامرى و تحريم طيبات بر آنها و من جمله انكار اخبار تورات ببشارت حضرت رسالت كه بغض آنها گفتند آن رسول كه موسى خبر داده يوشع بوده و بعضى گفتند هنوز نيامده و ما انتظار او را داريم و من جمله تحريف تورات و مزخرفاتى كه بنام تورات در حق انبياء نوشتند كه ما در مجلد اول كلم