تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
(
ارْجِعْ إِلَيْهِمْ )
اين كلمه را دو نحوه ميتوان تفسير كرد يكى يعنى برگرد بسوى آنها و خبر بده ديگر بمعنى برگردان هداياى آنها را بسوى آنها و اين معنى به نظر اقرب ميآيد چون قبول نفرمود بايد برگردد به خود آنها كه دليل باشد بر اينكه اعتنايى و احتياجى به اين زخارف دنيوى نكرده و ندارد . (
فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها )
خود حضرت سليمان كه نرفت با لشگر و تعبير بمتكلم مع الغير براى اينست كه سليمان فرستاد و بامر سليمان رفتند و همچنين جملهء : (
وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها )
اخراج آنها ممكن است مراد اخراج از سلطنت و رياست و امثال آنها باشد و ممكن است اخراج از مملكت باشد و ممكن است اخراج از مساكن و شهرها كه در او سكونت داشته ولى به نظر جمع بين هر سه معنى باشد . ( اذلة ) با حال ذلت و اسارت كه آنها را دستگير كنند و بياورند نزد سليمان . (
وَ هُمْ صاغِرُونَ )
صغير مقابل كبير است اصاغر ناس ضعفاء و زيردستان هستند مقابل اكابر كه رؤساء و بزرگان مملكت يعنى از اين تكبر و نخوت و بلند پروازى مياندازيم آنها را .

[ سوره النمل ( 27 ) : آيه 38 ]

قالَ يا أَيُّهَا الْمَلَؤُا أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ( 38 ) حضرت سليمان خطاب فرمود بملإ و جمعيتى كه حضور داشتند از جن و انس و طيور فرمود كداميك از شما توانايى داريد كه بياوريد نزد من تخت بلقيس را پيش از اينكه بياورند نزد من مسلمين جنودى كه فرستاديم . سؤال : حضرت سليمان كه تمام هداياى آنها را رد كرد و آن بساط عظيم را داشت چه احتياجى به تخت بلقيس داشت و براى چه درخواست كرد ؟ جواب : چندين حكمت در اين امر بود يكى آنكه بلقيس موقعى كه بيايد به آن نشان دهد من همچه قدرتى دارم كه طرفة العين تخت تو را از شهر سبا اينجا حاضر كنم البته قدرت داشتم كه تو را و ملاء تو را طرفة عين حاضر كنم و لو چون امر دين باجبار نيست بايد از روى اختيار باشد چنانچه انبياء دعوت ميكردند و احدى را اجبار نميكردند و پيغمبر اكرم هم مأمور به