حق غافل ميشوند نه بفكر دين و نه بفكر فرداى محشر و نه توجه به خدا ، و نه بدستورات الهى و و و بالاخص اين آيهء شريفه مربوط به آيه قبل است كه فرمود
« وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ »
و محال است از خداوند فعل لعب و لهو و لغو صادر شود لذا تعبير به لو امتناعيه فرموده :
(
لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً
) : اين دستگاه به اين منظمى كه تمام به مقتضاى حكمت و مصلحت و بجا و بموقع است ايجاد نمىكرديم بلكه يك دستگاه بازيگرى و ملعبه ايجاد مىكرديم ، نه ارسال رسول مىكرديم نه دستگاه ثواب و عقاب فراهم مىكرديم ، و اگر بشر را هم خلق مىكرديم عقل و شعور به او نمىداديم مثل ساير حيوانات .
(
لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا
) : قدرت داشتيم و احتياج به اين مخلوقات نداشتيم و به أباطيل اشتغال داشتيم . لكن اين با علم و حكمت و صفات ربوبى كه مستجمع جميع صفات كمال ، و منزّه از جميع عيوب و نواقص است سازش ندارد .
(
إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ
) : مثل اكثر شماها كه نوع افعال و اقوال و رفتار آنها لغو و لعب و لهو است ( تعالى اللَّه عن ذلك علوا كبيرا ) .
[ سوره الأنبياء ( 21 ) : آيه 18 ]
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ ( 18 )
بلكه مىاندازيم و مىكوبيم و مىشكافيم بتوسط حق بر باطل پس شكسته مىشود باطل پس در اين شكستگى از بين مىرود و فانى و هلاك مىشود و از براى شما اهل باطل هلاكت و عذاب است از آنچه وصف ميكنيد از اباطيل .
(
بَلْ نَقْذِفُ
) : قذف انداختن است چنانچه ميفرمايد :
« وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ