تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
تعظيم است سجده ملائكه بآدم واجب بود كه اين نحو تعظيم بآدم كنند و سجده يعقوب و پسران بيوسف جائز بود كه ميفرمايد :
وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً
يوسف آيه 101 . و در شريعت اسلام اين نحو تعظيم بر احدى جائز نيست حتى بر نبى صلّى اللَّه عليه و إله و الأئمة عليهم السّلام ، چون شبيه عبده شمس و آتش و اصنام بود و سجده ملائكه تعظيم بآدم بود و عبادت خداوند كه امر فرمود و اطاعت امر او كردند و لذا شيطان تمرّد كرد كه مثل من كه از آتش خلق شده أشرف از آدم هستم كه از خاك خلق شده و غافل از اينكه شرافت آدم نه بر جسم خاكى او بود ، بلكه براى روح او كه أشرف از تمام ملائكه است مخالفت امر الهى نمود چنانچه بيايد .

[ سوره الحجر ( 15 ) : آيه 30 ]

فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ( 30 ) پس سجده كردند ملائكه كل ملائكه جميع آنها . ( حكاية ) در زمان سلطان محمود غزنوى گفتند يك روز در حضور تمام وزراء و امراء و اجزاء دولتى يك دانه گوهر از جواهرات خزينه درآورد و بدست يكى از وزراء داد و گفت قيمت اين چه قدر است يك قيمت سنگينى روى او گذارد گفت بر زمين زن او را بشكن گفت من همچو خيانتى بدولت نميكنم گفت به ديگرى ده او قيمت بيشترى تعيين و در شكستن به همان عذر متعذر شد و همين نحو گردش كرد تا بدست أياز رسيد او قيمت را بسيار بالا برد و گفت گوهر بىقيمت است سلطان گفت بشكن محكم بر زمين زد و شكست تمام اعضاء مملكت به او برگشتند كه چرا چنين كردى جواب داد آنچه را كه شما شكستيد بيش از اين قيمت داشت گفتند چيزى نشكستيم گفت : امر سلطان را شكستيد بيش از اين قيمت داشت گفتند چيزى نشكستيم گفت : امر سلطان را شكستيد
فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ
سجده ملائكه از جهاتى بود . يكى آنكه معصوم بودند و خردلى مخالفت أمر الهى را نميكردند ، ديگر آنكه خلقت آنها از نور بود و مطلع بعالم انوار بودند و انوار مقدسه انبياء و اوصياء آنها را مشاهده كرده بودند كه چه بسيار از انوار ملائكه بالاتر است و حق