و افعال مستحبه و هدايت و ارشاد خلق و اصلاح امور بندگان و قضاء حوائج آنها و كلّ حسن كه نفعش عائد به غير شود بلكه احسان بنفس هم ممكن است شامل شود و مفسّرين در عدل و احسان هر كدام وجهى گفتند كه تمام بدون مدرك و تفسير براى است .
وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى
اگر مراد ذى القربى مؤتى باشد مراد صله رحم است از آباء و امّهات و اجداد و جدات و ان علوا و اولاد و احفاد و ان نزلوا و اخوه و اخوات و اولاد آنها و اعمام و عمّات و اخوال و خالات و اولاد آنها كه در طبقات ارث هستند تمام ذى القربى هستند و اگر مراد ذى القربى حضرت رسالت باشد چنانچه اخبار بسيارى داريم هم در ذيل همين آيه و هم در آيه خمس كه در سوره انفال مفصّلا بيان كرديم ائمه اطهار هستند كه يك سهم خمس راجع به آنها است (
وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ )
فحشاء افعال قبيحه كه در نظر عرف و عقلاء زشت است و از همين باب است فحش كه با سبّ فرق دارد مثل نسبت لواط و زنا نسبت به غير يا زن يا مادر و خواهر و دختر او بعبارات ركيكه (
وَ الْمُنْكَرِ )
معاصى كه در نظر شرع منكر است و از اين باب است نهى از منكر كه شامل جميع معاصى مىشود صغيره و كبيره ظاهريه و باطنيه قوليه و فعليه (
وَ الْبَغْيِ )
تجاوز از حد است و لذا اطلاق بر زنا مىشود زانيه را بغيّ ميگويند و بر ظلم مىشود و بر خروج بر امام مثل اصحاب جمل و صفين و غير اينها فئة باغيه بر حسود مىشود و امثال اينها ( يعظكم ) مواعظ الهيه ارائه طريق بصراط مستقيم و انذار از سبل شيطانى و عقوبات اخروى و بليّات دنيوى ( لعلكم ) يعنى بايد و شايد ( تذكرون ) متذكر شويد و پند بگيريد ( تنبيه ) اخبار بسيارى در ذيل اين آيه و آيه قبل داريم كه تفسير كردند بمصاديق خاصه مثلا عدل را بتوحيد و الاحسان بپيغمبر و ذى القربى بامير المؤمنين و فحشاء بابى بكر و منكر بعمر و بغى بعثمان و در بعض آنها ذى القربى را بائمه اطهار و در آيه قبل در ذيل تبيانا لكل شىء بيان علم ائمه عليهم السّلام از گذشته و آينده مثل رؤيت كف دست و البته مصاديق اتم عدل و احسان و ذى القربى و فحشاء و منكر و بغى را بيان ميفرمايد و البته علم