مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ
هود آيه 38 و چنانچه يكى از شرائط امر بمعروف و نهى از منكر احتمال تأثير است و مكرر گفتهايم مجرد فاعليت فاعل كافى نيست قابليت قابل هم شرط است .
حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ
يعنى انبياء دعوت ميكنند تا زمانى كه مأيوس شوند از ايمان قوم پس از يأس آنها را رها ميكنند چنانچه ميفرمايد
فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ
زخرف آيه 83 معارج آيه 42
وَ ظَنُّوا
و يقين پيدا كردند كه ظن در اينجا بمعنى يقين است بقرينه لفظ بأس
أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا
كه قوم آنها را تكذيب كردند و فرمايشات آنها را دروغ پنداشتند و تصديق نكردند .
جاءَهُمْ نَصْرُنا
نصرت الهى براى رسل آمد
فَنُجِّيَ مَنْ نَشاءُ
كه مؤمنين باشند نجات پيدا كردند باراده و مشيّت الهى چنانچه مكررا در آيات شريفه درباره قوم نوح ، هود ، صالح و غير اينها ميفرمايد فنجينا الذين آمنوا و كفار و مشركين دچار عذاب شدند
وَ لا يُرَدُّ بَأْسُنا
عذاب و بليات دنيوى مثل غرق ، خسف ، صيحه ، صاعقه و ساير بليات و عقوبت اخروى خلود در آتش .
عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ
جرم تقصير كاريست مجرم تقصير كار است شامل مشرك و كافر و مخالف و ارباب ضلال و مبدع و معاند و منكر ضروريات و جاحد و مرتاب و شاك و اهل معاصى كه هر كدام در حدّ خود مقصر هستند بلى عصات مؤمنين ممكن است بشفاعت و شمول رحمت و مغفرت ردّ بأس از آنها بشود و اينها مسلما در اين آيه مشمول نيستند و مراد غير اينها است .