تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
و سرور كه گفتند
( وعده وصل چون شود نزديك * آتش عشق تيزتر گردد )
فَلَمَّا دَخَلُوا عَلى يُوسُفَ
يعنى وارد شدند و قافله يعقوب رسيد حضرت يعقوب چون چشمش بيوسف افتاد با آن جلال و عظمت كه با يك جمع كثيرى از درباريان و قشون باستقبال آمده‌اند پياده شد و تمام قافله هم پياده شدند و حضرت يوسف هم با اجزاء خود پياده شد و چون پيشاپيش قافله يعقوب بود و حضرت يوسف هم مقدم بر اجزاء بود اين پدر و پسر زودتر بهم رسيدند و يكديگر را ملاقات كردند يوسف پدر خود را در بر گرفت كه معنى آوى اليه يعنى به خود چسبانيد ابويه اختلاف است كه آن ديگرى كه بوده بعضى گفتند خاله يوسف بوده كه مادر ابن يامين كه مادر يوسف باشد در همان ايام نفاس از دنيا رفته بود و خاله يوسف را يعقوب بجاى خواهرش اختيار كرد و اطلاق امّ بر خاله مىشود چنانچه اطلاق اب بر عمّ شده در مورد ابراهيم
إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ
و آذر عم ابراهيم بوده و همچنين در مورد يعقوب
إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنِيهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ
بقره آيه 127 و حال آنكه اسمعيل عم يعقوب بود . لكن اين خلاف ظاهر است بلكه مراد مادر خود يوسف است و ابن يامين با يوسف برادر ابوينى بودند چنانچه هر دو فرزند يعقوب بودند با هم از يك مادر بودند و در ضيافت يوسف گذشت كه ابن يامين تنها ماند يوسف او را طلبيد و با هم تناول كردند و در آيات قبل اشاراتى و قرائنى بر اين دعوى گذشت و يوسف مادر خود را هم در بر گرفت .
وَ قالَ ادْخُلُوا مِصْرَ
مثل اينكه تعارف و احترام باشد كه صاحب منزل موقعى كه وارد مىشود بضيف ميگويد بفرمائيد و آنها را مقدم بر خود وارد منزل مىكند ( ان شاء اللَّه ) تعليق بر مشيت الهى در هر امرى بسيار خوب است چنانچه