كه تخفيف يطهرن باشد و مطابق اخبار شيعه و فتاوى علماء همان طهر و پاك شدن از حيض شرط جواز وطى و غايت حرمت است و غسل شرط نيست ، ولى مقتضاى بعض اخبار و بعض فتاوى وجوب تطهير فرج است و بعضى قائل بكراهت جماع قبل از غسل يا قبل از تطهير فرج شدهاند .
فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ
تطهر از باب تفعل است يعنى هنگامى كه تطهير حاصل شود كه عبارت از غسل يا تطهير فرج است كه رافع كراهت يا حرمت است بنا بر اختلافى كه گذشت و كلمه « فاتوهن » كنايه از جماع است كه بعد از تطهير جايز است و امر امر اباهى است چون عقيب حظر و حرمت است نه امر وجوبى و جمله
مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ
يعنى امر بتجنب و حرمت قرب كه از جمله فاعتزلوا النساء و جمله و لا تقربوهن معلوم ميگردد يعنى امر بتجنب بود و بعد از تطهر ، حكم بترخيص آمد ، و ابتداء ترخيص بعد از تطهّر است .
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ
چنانچه تذكر داده شد اطلاق حبّ و بغض و امثال اينها بر خداوند از باب عنايت و مجاز است نه حقيقت زيرا خداوند محل حوادث و عوارض نيست يعنى خداوند معامله محبّ با حبيب خود مينمايد و احسان و تفضل و رحمت و مغفرت خود را شامل حال او مىكند ، و نيز چنانچه گذشت تواب هم صفت بارى واقع مىشود مانند
إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
« 1 » يعنى خداوند بسيار قبول توبه مىكند ، و هم صفت بنده واقع مىشود بمعنى بسيار توبه كننده يعنى هميشه حالت توبه و پشيمانى دارد از كوتاهى در عبادات يا ارتكاب معصيت نه اينكه كثرت معصيت و كثرت توبه مراد باشد اگر چه لفظ تواب بر چنين كسى نيز صادق است كه عقب هر معصيتى توبه و پشيمانى داشته باشد
هامش
( 1 ) . سوره بقره آيه 35