تحليل مواد و غيرها ) از آنها كما ينبغى صادر گردد . پس ناچار است طبيب از تركيب آنها با دوايى كه جاذب آنها باشد به سوى خلاف جهت كبد تا آنكه در كبد قرار يابند و به طرف ديگر نفوذ ننمايند ( مانند تخم ترب كه جاذب به سوى فم معده است )
* و نيز تركيب ادويهء حارّهء حادّهء سريعة النفوذ ( مانند دهن بلسان ) با ادويهء ملايمهء بطيئهء النفوذ ( مانند شمع ) . * سوم از آنها آنكه آن دوا بطىء النفوذ و يا ضعيف القوه و اثر باشد ، به طورى كه يا پيش از رسيدن به عضو مطلوب ، قوّه و فعل آن باطل و زايل و يا ناقص و ضعيف گردد ؛
- و يا آنكه آن دوا به سبب ضعف قوّت خود ،
- يا به سبب بُعد مسافت عضو معلول ،
- و يا به سبب عدم اختصاص آن دوا به آن عضو ، در بين راه متفرق و منتشر گردد و تمامى قوّت آن به عضو مخصوص نرسد ؛
- و يا آنكه اختصاص به آن عضو داشته باشد و ليكن به تنهايى نتواند رسيد .
پس ، در اين صور ، محتاج است دارو به تركيب با دواى سريع النفوذ مختص به آن عضو تا آنكه باعث تقويت و مانع انتشار او گشته ، به زودى قوّت و اثر آن را به عضو مخصوص برساند ؛ مانند :
ادخال زعفران در اقراص كافور و ادويهء قلبيه ، *
و همچنين كافور در ادويه قلبيه ، تا آنكه به سبب اختصاصى كه زعفران و كافور به قلب دارند ، به زودى اثر برودت كافور و ساير ادويه را به قلب رسانند بدون كسر و انكسار بسيار .
و نيز از خاصيت زعفران است كه بعد رسانيدن اثر دوا به قلب - هم به قوّت حرارت خود ، و هم بالخاصيهء ، و هم فعل و انفعال دوا با طبيعتْ خاصيت و اثر آن زايل و باطل مىگردد و تنها اثر و قوّت دوا باقى مىماند . از اين جهت است كه مقدار زعفران را در اقراص كافورى كمتر از وزن كافور و كافور را در ادويهء قلبيه كمتر از اوزان ادويهء ديگر مىنمايند تا غالب بر آنها نيايند و مُعين و مُبدرق آنها باشند .
و نيز از اين جمله است :
ادخال سركه در ادويهء مختصه به طحال .
دارونامه طوبا ( گزيده داروهاى مجرب پزشكى ايرانى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 24
مساهمون: اسماعيل ناظم
صمقدمه ٢٤