فصل دوّم : قوانين كلّى « اعانت طبيب بر طبيعت »
اين قواعد - همانطور كه از عنوان بحث پيداست - ، داراى حالت « كلّيّت » هستند ، يعنى بايد به عنوان اصول و پايههاى « درمان طبيعى » و « اعانت طبيعت » مورد توجّه طبيب باشد و طبيب ، با اجتهاد صحيح و تطبيق درست آنها بر مصاديق ، به درمان بپردازد .
اول : قانون « توقف » :
بر اساس اين قانون ، هرگاه طبيعت به دفع ماده اقدام كرد ، طبيب بايد توقف كند و دخالت نكند ؛ خصوصا اگر اقدامى ناسازگار با روش طبيعت به كار ببرد يا در اخراج آن مانع ايجاد كند ؛ زيرا در اين صورت ، به تشديد مرض و ايجاد تشويش در طبيعت اقدام كرده است .
ابن سينا مىگويد : « هرگاه طبيعت خودبهخود اقدام كرد به دفع ماده ، نبايد طبيب هم اقدام كند ؛ زيرا خطر است » . « 1 »
عقيلى مىگويد : « بايد كه تا ماده در حركت و طبيعت متوجه دفع و اخراج است ، اصلا و قطعا متوجه حبس آن نگردد » . « 2 » و همو در جاى ديگر مىگويد : « ببايد دانست كه ما دام كه وقوف و اطلاع نيابد بر سبب علّت و حقيقت آن را درنيابد به حدس قريب ، بايد كه متوجه تحريك و استفراغ مريض نگردد ؛ بلكه او را با طبيعت او واگذارند و سبب هلاكت او نگردد ؛ خصوصا كه اخلاط حارّ حاد باشند » . ( خلاصة الحكمة ، ص 1207 ) « 3 »
« و هيچ تدبيرى در سرعت اخراج غذاى فاسد بهتر از قى نيست و امّا هرگاه غذا از معده به امعا انحدار يافته و وقت قى گذشته باشد - زيرا كه هنگام قى وقتى است كه غذا هنوز در معده به سهولت اخراج مىيابد - و يا آنكه قى متعذر باشد به سبب مانعى ، آن هنگام متوجه اخراج آن به اسهال گردند : و اگر از آشاميدن آب گرم اندكاندك در اسهال
هامش
( 1 ) . قانون ، چاپ دار الصادر ، ج 1 ، ص 192 .
( 2 ) . خلاصة الحكمة ، چاپ سنگى ، ص 944 كامپيوتر .
( 3 ) . خلاصة الحكمة ، ص 1207 .