ساير تحقيقات و بررسىها كه در مورد خواص درمانى شاهپسند وحشى در جهان به عمل آمده است .
در دوران قرون وسطى در اروپا مرسوم بود گياهان شفابخش را
Simples
و كارشناسان گياهدرمانى و حكماى آن زمان را
Simplers
مىناميدند . و گياه شاهپسند وحشى در آن دوران آنچنان در ابعاد گسترده براى تعداد بىشمارى از ناراحتىها تجويز مىشد كه آن را
Simpler's joy
مىگفتند ، يعنى نشاط سادهانديشان ، زيرا گياه شاهپسند حتى نظير آسپرين براى اغلب ناراحتىها كاربرد داشت و مانند آسپرين براى تسكين دردهاى ضعيف و ورم و التهاب از هر نوع مؤثر بود . در اساطير كهن آمده است كه مصريان معتقد بودند هنگامى كه
Isis
الههء حاصلخيزى در مرگ يا در قتل برادر شوهرش با به قولى شوهرش
Osiris
( ازيريس ) گريه مىكرد شاهپسند از اشكهاى آن روييد . و هزار سال بعد وارد اساطير مسيحيت شد و گفته مىشد شاهپسند گياهى بود كه روى زخمهاى در حال خونريزى حضرت مسيح ريخته شد و خونريزى قطع شد و به اين جهت نام
Herbe of the Cross
براى گياه انتخاب شد . سقراط شاهپسند وحشى را براى كاهش تب و طاعون تجويز مىكرد . پزشك دربار امپراتور روم به نام تئودوزيوس كبير « 1 » گياه شاهپسند را براى تومور گلو توصيه مىكرد كه شايد منظور از تومور گلو كه در نوشته آمده است ، همان گواتر باشد . شرح نسخه جالب او اين بود كه ريشهء شاهپسند را گرفته و دو قسمت كنيد ، قسمتى از آن را دور گلوى بيمار ببنديد و قسمت ديگر را روى آتشى آويزان كنيد ، همينكه ريشهء آويزان شده روى آتش در اثر دود و شعله منقبض شد و سوخت تومور گلوى بيمار هم منقبض شده و فروكش مىكند .
رومىها شاهپسند را در سراسر اروپا پخش كردند . كارشناس گياهدرمان آلمانى به نام
Hildegard of Bingen
جوشاندهء شاهپسند وحشى ( تمام گياه ) را در موارد مسموميتهاى خونى و دنداندرد تجويز مىكرد .
بنا بر يك تعبير ، ريشهء كلمه
Vervain
از اصطلاح اسكاتلندى
fer faen
آمده است كه در آن
fer
به معناى بيرون راندن و
faen
به معناى سنگ است . و اين نامگذارى بر مبناى خاصيت مشهور سنتى شاهپسند وحشى در درمان و اخراج سنگ
هامش
( 1 ) .Theodosius the Great