در گزارش
Mc Clure
تحت عنوان
« Bamboo in the economy of oriental people »
كه از كاربردهاى بامبو در كاغذسازى ، صنايع دستى و ساير موارد نام مىبرد در مورد خواص دارويى آن بحثى نكرده است . ولى ساير دانشمندان كه در طب سنتى چين و مناطق خاور دور مطالعاتى دارند ، اظهارنظرهايى نمودهاند كه در زير درج مىشود .
در شبهجزيرهء مالايا از سرشاخههاى له شدهء جوان و سبز بامبو به صورت ضماد استفاده مىكنند [ بركيل ] . در چين جوشاندهء بامبو خرد شده را براى رفع حالت تب به كار مىبرند [ هو ] . در هندوچين از برگها و سرشاخههاى نازك و سبز گياه براى معالجهء تبهاى تاولى و تهيهء محلول براى شستوشوى آبله توأم با سرفه استفاده مىشود [ ويدال ] . در اندونزى از آب صافى كه اغلب داخل در ساقهء بامبو وجود دارد براى شستوشوى چشم استفاده مىكنند و گرد طباشير را براى بند آوردن خون در بريدگىهاى اعضا بدن به كار مىبرند [ وان دربرگ و فايدهين ] .
بامبو هندى در هندوستان تا جنوب چين و در تايلند و هندوچين انتشار دارد . در ساير مناطق نيز كاشته مىشود . در چين قديم براى معالجهء يرقان و سوءهاضمه به كار مىرفته است [ ريد ] . شيرهء ساقه و يا جوشاندهء برگهاى آن براى معالجهء تب به كار مىرود [ هو ] . و در عفونتهاى روماتيسمى كاربرد دارد [ استوارت ] . در هندوچين از برگهاى آن براى كاهش تب و در چين براى رفع درد گلو و تسكين سرفه استفاده مىشود . از پوست كاملا خرد شده و ساييده شدهء بامبو نيز به عنوان قابض براى بند آوردن خون ، قطع ترشحات زياد و غير عادى عادت ماهيانه ، تهوع ، استفراغ و قى استفاده مىشود . ريشه و جوانههاى آن نرمكننده ، مدّر ، معرّق و تصفيهكنندهء خون است و براى بازكردن انسداد ، گرفتگىهاى مجارى ، رفع ناراحتىهاى مجارى ادرار و بيمارىهاى آميزشى تجويز مىشود . ريشهء تازهء آن را با توتون و برگهاى فلفل هندى يا تانبول « 1 » مخلوط كرده و در روغن مىخيسانند و از آن پمادى درست مىكنند كه براى نرم كردن تومورهاى سفت مصرف دارد [ پروت و هرير ] . از پوست بامبو براى تسكين سرفه و از شيرهء شاخههاى جوان آن براى رفع التهاب لولههاى برونشها و از طباشير آن براى معالجهء نزله ، ناراحتى و اختلالات عصبى ، روماتيسم و فلج استفاده مىشود .
هامش
( 1 ) .Piper betel