اولين گروههاى مهاجر اروپايى اين گياه را با خود به امريكا بردند و دانشمندان قرن نوزدهم امريكا بيشتر از اين گياه براى رفع ناراحتىهاى عادت ماهيانه و معالجهء هيسترىهاى زنان استفاده مىكردند . در اواخر سال 1970 يك تصادف موجب شده است كه شهرت قديمى در مورد مفيد بودن بابونهء كبير براى رفع سردرد تأييد شود و آن چنين بود :
همسر مدير عامل بهدارى كمپانى ملى زغال سنگ كه از يك ميگرن شديد مزمن رنج مىبرد ، به توصيه يكى از كارگران هر روز مقدارى برگ بابونهء كبير را مىجويد . با كمال تعجب متوجه شد كه پس از مدتى بيماريش كمى بهتر شده و پس از 14 ماه بهبودى كامل يافت . شوهر اين خانم داستان اين تجربه را به
Dr . E . Stewart Johnson
كه در كلينيك شهر لندن كار مىكرد ، گزارش داد . دكتر جانسون بىدرنگ خوردن برگهاى بابونهء كبير را به ده نفر از بيمارهايش كه مبتلا به ميگرن بودند ، توصيه كرد . پس از مدتى سه نفر آنها به كلى بهبود يافتند و 7 نفر ديگر گزارش دادند كه بهبودى محسوسى يافتهاند . سپس دكتر جانسون اين دارو را به 270 نفر ديگر از بيمارهايش كه مبتلا به ميگرن بودند ، تجويز كرد . و نتيجه مطالعاتش نشان داد كه 70 درصد آنها بهبودى محسوسى پيدا كردند . پس از آن دكتر جانسون كه از اين توفيق به وجد آمده بود ، بررسى علمى وسيعى را طرح و آغاز كرد . در اين طرح به تعداد زيادى از بيماران برگ بابونه مىداد و به تعدادى نيز پلاسبو « 1 » ، وى طورى عمل مىكرد كه هيچيك از بيماران داوطلب و مجريان تحقيق نمىدانستند كه كدام داوطلب بابونه كبير خورده است و كدام پلاسبو . نتيجه آزمايش نشان داد كه بابونه محسوسا آثار برتر و شفابخشى نسبت به پلاسبو داشته است .
چندى بعد نتايج يك تحقيق بسيار وسيع علمى در اينباره در مجلهء پزشكى انگليسى
Lancet
انتشار يافت . در اين تحقيق 72 نفر مبتلا به ميگرن سخت ، داوطلب آزمايش شده بودند و به عدهاى از آنها كه بهطور اتفاقى و تصادفى طبق روش علمى آمار انتخاب شده بودند ، روزى يك كپسول محتوى پودر برگ بابونهء كبير و يا برگ منجمد خشك بابونه كبير « معادل دو برگ متوسط گياه » داده مىشد و به عدهاى ديگر از آنها روزانه يك كپسول پلاسبو كه از نظر شكل ظاهرى هيچ تفاوتى با كپسولهاى برگ گياه نداشتند داده مىشد . بهطورىكه هيچيك از
هامش
( 1 ) .Placeboيعنى مادهء بىاثرى كه از نظر شكل ظاهر دارويى كاملا شبيه شكل دارويى بابونهء كبير بوده است .