كبد يا جگر سياه به واسطهء شعبه رگهاى باب ( ماساريقا ) مادهء غذايى را از رودهها بسوى خود مىمكد ، رگهاى باب از قسمت مقعر ( گودى ) كبد گوهر غذايى را مىمكد و پخته مىكند . حاصل اين كار توليد و تبديل غذاى جذبشده به چهار فرآوردهء غذائى است كه با ديدگاه طب ايرانى عبارتند از :
1 . خون صاف و بىآلايش
2 . آب حاصل از پالايش غذا و خون
3 . كف خون كه به رنگ زرد ( صفرائى ) است
4 . دردى و تهنشين كه همان مادهء سودائى است
كبد براى انجام اين تقسيم و توزيع لولههاى آمادهاى دارد .
* قسمت صاف و بىآلايش خون را از طريق رگهاى توخالى از قسمت كوژى كبد ( محدب ) به سوى بدن روانه مىسازد .
* قسمت آبمانند كه از عمل پالايش بدستآمده از راه يكى از شعبه رگهاى روئيده از كوژى كبد به دو كليه گسيل مىشود .
* كف زردرنگ خون ( مادهء صفراوى ) از يكى ديگر از رگهاى روئيدهشده از گودى كبد به كيسهء زهره ارسال مىشود .
* مادهء دردىمانند كه سودا است از راه يكى از شعب همين رگ كه بر باب قرار گرفته و از گودى كبد منشأ دارد راهى طحال مىشود ، كبد در قسمت گود خود بر معده سوار است و از قسمت كوژى خود با حجاب همسايه است .
در كبد شبكه عصبى وجود ندارد ، امّا كبد در پردهء نازك غشايى پيچيده شده و عصبى ريز از آن پرده كه پىآلود است به داخل كبد نفوذ كرده و نوعى احساس در آن بوجود آورده است . شكل قرار گرفتن كبد از لحاظ تبادل حرارتى نيز در نظر گرفته شده است تا قسمتى از حرارت آن بوسيله پردهء حجاب و هواى خنك تنفس شده بوسيله ريه از ميان برود و كبد خنك شود .
مجموعه پيك شفا ( درمان استسقاء ' سيروز كبدى '" ) ( فارسى ) " — صفحة 16
مساهمون: محمد موسوى
ص١٦