پرواز كهكشانهاى بىبديل دانش طب را درمىنوردند و باز با اين همه توان و استعداد علمى سر به آستان پروردگارشان مىسايند كهاى يگانه داناى اسرار غيب ما اگر به فتراك سمندمان تيرى مانده از تو گرفتيم و از تو مىستانيم و از تو خواهيم به چنگ آورد .
در چنين حالتى اكثر بيماران راههاى متعارف از قبيل نمونهبردارى و جراحى و شيمىدرمانى و پرتودرمانى را پيموده و با تنى ناتوان و كالبدى به ضعف كشيده شده آخرين راه اميد خود را طب سنتى و قديم يافته و به سوى آن مىآيند شايد راهى بسوى بهبود باقى باشد . در اين شرايط دو موضوع حائز اهميت بسيار است ، ابتدا آنكه بيمار در اثر انجام درمانهاى صعب آيا هنوز اشتها به غذا دارد و يا به عبارت ديگر مىتواند غذا تناول كند . اگر مىتواند آيا قوهء هاضمهاش مىتواند غذاى بلعيده شده را هضم نمايد ؟ نيروى نگهدارنده چطور ؟ مىتواند غذا را نگه دارد تا از مراحل هضم بگذرد ؟ شايد حالت تهوع تبديل به استفراغ شده و چيزى در معده نمىماند . ! دوم آنكه نيروى نگهدارنده و هاضمه بر مرام است اما نيروى دفع ناتوان شده و اجابت مزاج صورت نمىگيرد . چند روز و يك هفته و دو هفته شكم كار نمىكند و چيزى بيرون نمىدهد .
در صورت اول اگر بيمار اشتها ندارد بايد فورا دستبكار شد و نيروى اشتها را تقويت نمود . به اين ترتيب در وحله اول درصورتىكه آب و مايعات داخل معده آنقدر زياد نباشد كه به كلى مانع غذا خوردن شده باشد با داروهاى اشتهاآور به ترتيب زير عمل مىكنيم :
انگشتپيچ به
آبميوه به يكصد گرم ، قند 50 گرم