لوز المرّ ، بادام تلخ
گرم در آخر سوم و خشك در اول و بعضى گرم و خشك در آخر دوم گفتهاند . براى امعاء مضر و مصلح آن شكر و نبات و بادام شيرين و خشخاش است .
لؤلؤ ، مرواريد
در آخر دوم سرد و خشك است .
ليمو
سرد در دوم و تر و خشك در اول نيز گفتهاند . زيادهروى در مصرف آن براى اعصاب و كسانى كه سرفه مىكنند و سردمزاجان مضر و همينطور زيادهروى در آن با معدهء خالى موجب ضعف امعاء و دلپيچه مىشود كه مصلح آن شكر و عسل مىباشد .
[ « م » ]
مارچوبه ، هليون ، مارگياه
گرم در اول و خشك در دوم و بعضى آن را گرم و خشك دانستهاند زيادهروى در آن مضر سر و مصلح آن عسل و مداومت بر آن درد مفاصل را زياد مىكند و مفسد غذا و موجد غشى است و مصلح آن در سردمزاجان عسل و در گرممزاجان جوشاندن آن در سركه است . مقدار خوراك دارويى آن تا 3 درم ( 5 / 10 گرم ) و مقدار خوراك تخم آن تا 2 مثقال و براى دماغ مضر و مصلح آن سكنجبين است .
مازريون
گرم و خشك در آخر سوم و يا چهارم است . سمّى و تند مىباشد . شيرهء درخت آن در چهارم گرم و خشك و سمّى و مهلك است كه تنها استعمال خارجى آن براى امراض پوستى مانند بهق و برص جايز است . مقدار خوراك آن چنانچه ضرورت داشته باشد از 6 قيراط تا 5 / 0 درم آن هم با تجويز مناسب است .