نقدى بر طب جديد
سالها پيش ، با قدم نهادن طب جديد دستاورد اروپا و داروهاى پيشرفته شيميايى و پزشكان دستپرورده انستيتوهاى تحقيقاتى اروپائى به داخل اين مرز و بوم ، بارقهاى از اميد ، در قلبهاى مردم ستم چشيده و ظلم تاخته ايران درخشيدن گرفت كه :
« به لطف پروردگار ، بيماريهايمان به دست شفابخش اين بيگانگان خيرخواه ، معجزهوار شفا خواهد گرفت و سلامتى هرچه بيشتر ، زندگى هر چه سالمتر و عمرهايى هرچه طولانىتر بر ايمان به ارمغان آورده خواهد شد » .
ديگر دورهء حكيمباشىها و عطارباشىها و حجامها و طبابتهاى پدربزرگها و مادربزرگها به سر آمده بود . اين متاع پرزرق امپرياليسم ، با چنان هياهو و دبدبه و كبكبهاى ، مرزهاى ايران - اين سرآمد طب جهان - را درنورديد كه تنها پس از مدت بسيار كوتاهى وجب به وجب سرزمينمان را به تاخت پيمود و از همهء خانهها و كوچهها و دكانها سربرآورد .
مردم ، مسخ و حيران تبليغات و زرق و برق خيرهكننده داروها و تجهيزات مدرن پزشكى و در نبود يك سازمان پزشكى - بهداشتى منسجم ، به سوى اين دست شفابخش معجزهگر پناه آوردند و جسم و روح خود را به دست اين فرشتهء نجات سپردند و همگان به اين نقطه رسانده شدند كه :
« طب و درمان ، فقط از آن اروپاست »
و ديرى نگذشت كه اروپا با تسلط و برترى سياسى و اقتصادى خود و با استفاده از ابزارهاى مختلفى كه مشروع ، نامشروع ، انسانى يا غير انسانى بودن آنها بحث ديگرى را مىطلبد ، تمامى حركتها و كانونهاى مستقل پزشكى داخلى را از بين برد و طب جديد خود را به سادگى ، در همه جا سيطره داد و