جلد پنجم
تقديمنامه
يادش بخير
در دفتر تاريخ ذهن من نسيمى خنك وزيد
او زنده است هنوز
در لاىلاى فكر من
و در تبسم اميدوار ناخوشان
همهمهاى است ز نجواى عالمان
وقتى كه نسخه به بيمار مىدهم .
با اينهمه شكست كه بر جان ماست
و قلبى نجيب كه آماج كينههاست
گلواژههاى سلامت ز راه مىرسند
بيمار من ز بستر ناكامى و هلاك
آرام به پشتبام مىرود
آنجا نسيم بوى بهار مىدهد
مردى به بام نشسته با مشعلى به كف
مردى سترگ كه بر چشم و گوش خستهء بيمار من
عشق و اميد و بوسهء بهيار مىزند .
نامش هماره ستوده باد
كه مهر اميد به نام نامى ( بقراط ) مىزند
سيد محمد موسوى
22 / 1 / 1388