گوهرى كه چندى است به واسطهى بىتوجهى ، غبار چهرهاش را پوشانده است ، اما با يك نگاه مىتوان به ارزش ، ظرافت و اصالت آن پى برد .
اين سرزمين پرعظمت ، به همان ميزانى كه سرمنشاء تمدن بىنظير و عميقى چون جامعهى باستانى ايران بود ، به همان نسبت دشمنان قسمخورده و بىرحم بسيارى داشت كه در طول تاريخ بهطور مداوم سعى در نابودى و ريشهكن كردن فرهنگ و علوم اين مرز و بوم داشتهاند .
حكايتى از ابو سهل ابن نوبخت دومين فرد مشهور آل نوبخت در كتاب نهمطان آورده شده است :
اسكندر مقدونى پس از دست يافتن به ايران ، نخست تمامى آثار علمى ايرانى را در زمينهى نجوم ، پزشكى ، علم طبائع و جز آن را . . . به رومى ( يونانى ) ترجمه كرد و سپس اصل فارسى همهى آنها را نابود ساخت .
البته ايرانيان بار ديگر دانش و فرهنگ خود را باز يافتند و توانستند بار ديگر كيفيتهاى بىنظيرى در عرفان ، طب ، رياضيات و . . . بيافرينند .
در پيشگفتار كتاب روضه المنجمين نوشتهى شهمردان رازى كه به تصحيح اخوان زنجانى به چاپ رسيده ، آورده شده است :
شكسته بندى به روش استاد كرمانشاهى ( فارسى ) — صفحة 9
مساهمون: روح الله محلوجى كرمانشاهى
ص٩