« قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله من جامع امراته و هى حائض فخرج الولد مجذوما أو ابرص » ؛ « پيامبر اسلام « صلى اللّه عليه و آله » فرمودند : كسى كه با زن حائض خود نزديكى كند بچه او به مرض جذام و يا ابرص دچار مىشود » « 1 » .
ضررهاى زناشويى در حالت حيض
نزديكى كردن در حال حيض ، اثر سوء در موجوديت نسل و جنين مىگذارد و غير قابل جبران است ؛ چون « كروموزوم » آلوده مىشود و وضع ژنها دگرگون مىشود .
آميزش در حال قاعدگى ، دستگاه تناسلى زن را مجروح مىسازد كه مستعدّ پذيرش عفونت مىشود و سبب بيمارىهاى التهابى آميزشى مىشود .
اگر زن ، ميكروب « گونوكوك » داشته باشد مرد سخت دچار اين ميكروب مىشود .
عوارض روانى ، مانند بىميلى به مسائل جنسى و تنفّر از عمل زناشويى و سردى مزاجى و نهايتا انحرافات جنسى به وجود مىآورد . « 2 »
اسلام اين عمل تنفّرآور را حرام و منع نموده تا اين كه هم سلامتى مرد و زن را تضمين نمايد و هم سلامتى فرزندان .
در كتاب طب در قرآن آمده است : « در شرايط طبيعى ، مهبل زن به وسيلهى ترشحات نرم مىشود و از آسيب محفوظ مىماند و اين ترشحات كه خاصيت اسيدى دارد مهبل را از آلودگى توسط ميكروبها مصون مىدارد . در آن زمان نزديكى با زن ميزان آلودگى را افزايش مىدهد كه براى مرد و زن مضر است و رحم دچار التهاب مىشود و در نتيجه باعث پيدايش دردهاى شديد در رحم و احساس سنگينى و بالا رفتن تب مىشود . در صورت شديد بودن التهاب ، سبب عقيم شدن زن مىگردد . همچنين موجب احتقان خون و افزايش خونريزى مىشود و مرد نيز در معرض بيمارى و التهاب مجراى ادرارى و . . . قرار مىگيرد . « 3 » » .
آيه : 223 نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلاقُوهُ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ
موضوعات : مسائل فقهى پزشكى - بارورىهاى پزشكى - تزريق مستقيم منى يا اسپرم زوج به رحم زوجه منبع : بارورىهاى پزشكى از ديدگاه فقه و حقوق صفحات : 221 تا 226 تزريق مستقيم منى يا اسپرم زوج به رحم زوجه را بسيارى از فقها ممنوع و حرام ندانستهاند . استدلال اينان به رغم اختلافات جزئى كه مربوط به شيوههاى اجرايى بارورىهاى پزشكى است ، به ترتيب زير است :
اولا ، اسپرم و تخمك به زوجين تعلق دارد ، رحم همسر آن را حمل مىكند ، زمان تركيب دو گامت در زمان زوجيت صورت گرفته است و ملاك پيدايش فرزند در نظر شرع و قانون هم رعايت شده است ، پس محذورى يافت نمىشود تا عنوان حرام بر آن تطبيق نمايد .
ثانيا ، اصل اباحه و اصل برائت عقلى و شرعى هم بر جواز اين قسم دلالت دارند ، زيرا دليل صريح يا ضمنى بر حرمت اين عمل وجود ندارد .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 2 ، ص 218 .
( 2 ) . بهداشت اسلامى ، ج 1 ، ص 224 .
( 3 ) . طب در قرآن ، ص 50 - 51 به نقل از اعجاز علمى قرآنى ، ص 371 ؛ ر . ك ؛ تفسير نمونه مكارم شيرازى ، ج 2 ، ص 92 .