حركات مزبور بدست مىآيد . اين نوع ورزش ( ورزش ارادى ) بر چند قسم است : ورزش كم ، ورزش زياد ، ورزش سفت ، نرمش ، ورزش سريع ، ورزش آهسته و ورزش معتدل . از ورزشهاى نرم و لطيف مىتوان از تاببازى يا حركت در ننو و قايقرانى يا راندن كشتى كوچك نام برد . از ورزشهايى كه از تمام ورزشها قوىترند مىتوان از اسبسوارى ، شترسوارى ، پرش ، بازى با توپهاى كوچك و بزرگ ، چوگان ، كشتى و وزنهبردارى نام برد . بين ورزشهاى سخت و سريع بايد استراحت وجود داشته باشد و يا ورزش سبكى در ميان باشد . در ضمن ورزشكار بايد با انواع ورزشها آشنا باشد و به يك نوع ورزش اكتفا نكند .
* هر انسانى ورزش متناسب حال خود را دارد . مثلا كسى كه بر اثر تب لاغر شده است و از حركت بازمانده است يا كسى كه گردنش سخت شده است و خوب نمىچرخد يا كسى كه از بستر بيمارى برخاسته ، حركت در ننو برايش مفيد است ؛ اين ورزشها بادها را از بين مىبرد ، اشتها را برمىانگيزد و غريزه را بيدار مىكند .
* بر ورزشكار است كه بگذارد گرمى ورزش بر اندامهاى ناتوانش برسد . مثلا كسى كه واريس دارد نبايد پا را زياد حركت دهد . بر اوست كه جنبش پا را كم كند و ورزش را به اندامهاى بالاتر از پا واگذار كند . غذايى كه قبل از ورزش خورده شده بايد هضم شده باشد و هنگام وعدهى غذاى دوم نزديك باشد
* كسى كه مىخواهد ورزش كند ، ابتدا بايد مواد دفعى روده و مثانه را دفع كند و بعد به ورزش بپردازد و قبل از حركات بدنى تن خود را مالش دهد .
مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 85
مساهمون: اردكانى
ص٨٥