1 - 2 - مقدّمه
در اين فصل به بيان برخى اصطلاحات طب سنّتى از جمله اركان ، مزاج ، اخلاط ، اعضا و قوا و ارواح مىپردازيم . در پايان نيز برخى مبانى طب سنّتى به صورت مقايسهاى با طب جديد ، مورد بحث و بررسى قرار خواهند گرفت . در ابتدا جهت روشن شدن و درك بهتر مطالب ، لازم است تا مقدّماتى در مورد اصول و پيشفرضهايى كه دنياى قديم طب بر پايه آنها استوار بوده ، به صورت اجمال ارايه گردد . بهطور كلى اين پيشفرضها در اكثر نقاط دنيا به همين صورت يا با كمى اختلاف ، در بين مردم و پزشكان مورد قبول بوده است .
بديهى است مبانى طب سنّتى ايران هم بر پايه همين اصول و عقايد اوّليه استوار مىباشد .
يكى از اوّلين مطالبى كه توجه گذشتگان ما را به خود جلب كرد ، ظاهر ( خواص فيزيكى ) اجسام اطراف آنها بود . آنها مواد و نيروهاى اطراف خود را از لحاظ شباهتهاى ظاهرى و فيزيكى به طريق زير دستهبندى كردند :
- جامدات ، كه نمايندهى آنها خاك ( داراى صفت سردى و خشكى ) بود .
- مايعات ، كه نمايندهى آنها آب ( داراى صفت سردى و ترى ) بود .
- گازها ( بخارات ) ، كه نمايندهى آنها هوا ( داراى صفت گرمى و ترى ) بود .
- نيروها ، كه نمايندهى آنها آتش ( داراى صفت گرمى و خشكى ) بود .
پيشينيان ما با دقت در محيط اطراف خود چنين نتيجه گرفته بودند كه صفات دوبهدو متضاد " حرارت و برودت " و " رطوبت و خشكى " اساس ساختمان جهان را تشكيل مىدهند . همه اجسام به نوعى اين صفات چهارگانه را در وجود خود دارند ولى در هر جسم يك يا چند صفت يا عنصر ، غالب و نمايان است . در ادامه انسان را مركّب از مادّه و صورت تعريف كردند . " مادّه "