تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
نيز وجود دارد كه به تدريج لخته ايجادشده را از بين مىبرد . عامل اصلى در اين سيستم ، آنزيم پروتئوليتيك قوى به نام پلاسمينوژن است كه در حالت طبيعى غير فعّال مىباشد ولى در مواقع لزوم فعال مىشود ؛ پس منعقد شدن يا نشدن خون در داخل رگ‌ها بستگى به تعادل موجود بين اين دو سيستم دارد . در حالت عادى مواد ضد انعقادى برترى دارند و خون لخته نمىشود . اما زمانى كه رگى آسيب ببيند ، مواد انعقادى در ناحيه‌ى آسيب‌ديده فعال شده و عملكرد مواد ضد انعقادى را تحت الشعاع قرار مىدهد و درنتيجه لخته تشكيل مىشود . در حالت عادى فيبرينوژن به دليل اندازه بزرگش به مقدار مختصرى به داخل مايعات بين سلولى نشت مىكند . امّا هنگامى كه به وسيله‌ى بادكش كردن پوست ، ناحيه‌اى از بدن تحت كشش قرار مىگيرد ، مويرگها و آرتريول‌هاى كوچك دچار آسيب مىشود و درنتيجه‌ى افزايش نفوذپذيرى آنها ، فيبرينوژن به داخل مايع بين سلولى نشت مىكند و اجازه مىدهد تا لنف و مايع ميان بافتى به همان روش پلاسما و خون ، لخته شود . در اينجا بدن مكانيسم دفاعى خود را وارد عمل مىكند تا از پيشروى لخته جلوگيرى كند و با فعال نمودن پلاسمينوژن بافتى ، لخته‌هاى ايجادشده را حل كند . براساس اين فرضيه اگر گاهى با تشكيل صناعى لخته ، سيستم‌هاى هموستاز خونى در تعادل مثبتى براى برترى مواد ضدّ انعقادى نگه داشته شود ، مىتوان از ايجاد برخى از بيمارىهاى شناخته‌شده مانند آترواسكروز ، آمبولى ، ترومبوز و ساير بيمارىهايى كه عامل آن را انسداد عروق مىدانند ، تا حدودى جلوگيرى نمود . اهميّت اين نكته در اين است كه بدانيم هميشه در خون ، لخته‌هاى كوچك