چشمههايى است كه از خاك آزاد ( خالص ) مىجوشد . بعد از اين نوع چشمهها ، چشمههايى اهميّت دارند كه از سنگ بيرون مىآيند ( ولى آبى كه از خاك آزاد بيرون مىآيد بهتر از آب سنگ است ) . شرط لازم براى چشمهها اين است كه آب جارى باشد ، نور خورشيد بر آن بتابد و بادها بر آن بوزند .
آب باران يكى از انواع آبهاى مطلوب است ولى سريعا متعفن مىشود .
آب چاه و قنات از آب چشمه بدتر است . اما بدترين نوع آبها آبى است كه در لولههاى سربى جريان داشته باشد . سرب از نيروى آب مىكاهد و غالبا موجب قرحهى روده مىشود « 1 » . آب راكد از هر نوع ديگرى براى معده نامساعدتر است .
آبى كه با گوهر معدنى آميخته است و يا بسترش معدنى است و آبى كه در آن زالو وجود دارد ، بسيار نامطلوب است . البته در برخى از اين آبها فوايدى نهفته است . مثلا آبى كه با گوهر معدنى آميخته است و در آن گوهر آهن چيرگى دارد ، احشا را تقويت مىكند و پارهاى از بيمارىها از جمله بيمارى ذرب « 2 » را متوقّف مىكند ، عوارض طحال را مىزدايد و غريزهى جنسى را تقويت مىكند . اين آبها اشتها را نيز برمىانگيزند . آب نشادردار چه نوشيده شود ، چه در آن بنشينند و چه در آن توقّف نمايند ، طبيعت را صفا مىبخشد .
آب زاجدار براى زياد شدن خون حيض ، جلوگيرى از استفراغ خونى و بواسير همراه خونريزى مفيد است ولى مزاج را براى ابتلا به تب مستعد مىكنند .
هامش
( 1 ) - مسموميت با سرب دردهاى كوليكى و رودهاى مىدهد .
( 2 ) - اسهال با منشا معدى