آن را براى زينت كشت و زرع مىنمايند و قسمتى از آن هم صحرائى و خودرو مىباشد در مصر فراوان است .
اين گياه در سوريه و لبنان نام عاميانه و معمولى ندارد .
مكان روئيدن : جنگلها و زمينهائى كه گندم مىكارند . مىتوان آن را كاشت .
اوصاف و مشخصات آن : درختى است كه بلندى آن گاهى به دو متر الى دو متر و نيم مىرسد ، ساقهء آن خاكسترى رنگ است . در موقع روييدن برگهايش خارهاى سه شاخهاى در مسافتهاى متفاوتى در آن مىرويد برگهايش كه بيضوى شكل مىباشند بطور مجموع از ( 5 - 6 ) برگ مستقيما از ساقهء آن مىرويند .
كنار برگهايش داراى خارهاى ريزى است نظير نيزه . گلهايش مانند خوشه به طرف پايين متمايلند . گلهايش كوچك ، زرد رنگ ، داراى بوى قوى مىباشند ، ميوههايش بيضوى شكل و قرمز رنگ .
قسمت طبى آن : ريشه و ميوهء آن .
مواد فعال آن : مادهاى از مواد قليائى در ريشهء آن است كه مصرف تدريجى آن براى دورهء خون مفيد است . ادرارآور و نابودكنندهء سنگ كيسهء صفرا است ، ميوهء آن حاوى ترشى ميوهجات مىباشد .
استعمال طبى آن :
از داخل : شربت معالجى است براى تبها ، براى تهيهء اين شربت بايد ميوهء تازهء آن را فشرد و عصارهء آن را به مقدار مناسب در ظرف آبى ريخت كه با شكر شيرين شده باشد . يا اينكه ميوهء خشك آن را بكوبند و به مقدار مناسب آبجوش به آن اضافه نمايند و پس از چهار پنج دقيقه آن را صاف و با شكر شيرين كنند . ممكن است شربت آن را از عصارهء پختهء آنكه با شكر پخته شود بدست آورد و آن را تا موقع احتياج نگهدارى كرد . در مدت يك روز مقدار دو قاشق بزرگ غذاخورى از اين شربت را مىخورند .