بازايستادن مغز از عمل
روند مرگ انسان ، گاه مسير ديگرى غير از توقف قلب را مىپيمايد . بر اثر ضرباتى كه به جمجمه وارد مىشود ، بخشهايى از مغز به خونريزى مبتلا شده ، از عمل باز مىايستد . توقف پوست مخ از كار ، موجب از ميان رفتن موقتى يا هميشگى آگاهى ، ادراك ، شناخت زمان و مكان و استدلال مىشود ؛ ولى به علت سلامت ساقهء مغز « 1 » كه عهدهدار حفظ اعمال حياتى بدن چون ضربان ، تپش قلب و تبادل اكسيژن توسط ريههاست ، خونرسانى و اكسيژنرسانى طبيعى به مغز و ديگر اندامها ادامه مىيابد .
البته اگر اين آسيبديدگى در ناحيهء ساقهء مغز هم رخ دهد مىتوان گردش خون و اعمال تنفسى را با كمك دستگاههاى احيا در بيمار حفظ كرد .
اكنون مهمترين پرسش براى پزشكان اين است كه بر خلاف وجود گردش خون و تبادل اكسيژن در بدن به دو صورت خودى يا به كمك عمليات احيا ، چه هنگام مىتوان به واسطهء مرگ بخشى از مغز ، به مرگ انسانى حكم كرد ؟
مرگ مغزى در متون پزشكى به سه گونه تفسير شده :
1 . مرگ پوستهء مخ : « 2 » برخى بر اين باورند كه توقف مخ ، اگر بازگشتناپذير نباشد ، باعث حصول مرگ مىشود ؛ چه اينكه با توقف پوست مخ ، هوشيارى و جنبههاى ادراكى و رفتارهاى اختيارى انسان از ميان مىرود . بهترين روش براى شناخت اين موضوع ، استفاده از نوار « الكترو آنسفالوگرافى » « 3 » است ، ازآنرو كه توقف پوست مخ باعث توقف فعاليت الكتريكى مغز شده و نوار يادشده به صورت خطّ صاف درمىآيد .
هامش
( 1 ) . ساقهء مغز بخش بسيار مهمى از مغز است كه از بالا به نيمكرههاى مخ و از پايين به نخاع محدود مىشود . اين بخش دربردارندهء مغز ميانى( Mid brain )، پل دماغى يا برجستگى حلقوى( Pons )، پياز مغزى يا بصل النخاع( Medulla obonhata )و گاهى مغز واسطهاى( Diencephalon )مىشود .
( 2 ) .( Cerebral Cortex.
( 3 ) .( E . E . G ) Elec troencephalogram.