رابطهء نسبى طفل شبيهسازىشده
براى پاسخ به اين پرسش كه طفل شبيهسازىشده فرزند ( ولد ) چه كسى است ؟ و آيا اساسا رابطهء نسبى با ديگر انسانها دارد يا خير ؟ در آغاز به بررسى اطلاق واژهء ولد و فرزند بر اين طفل - كه احكام نسبى شرعى بر آن بار شده - مىپردازيم .
واژهء ولد در لغت به دو معناى عام و خاص آمده است :
1 . حدوث و خروج چيزى از چيز ديگر ؛ 2 . خروج موجود زنده از موجود زندهء ديگر . « 1 » در فقه ، بيشتر واژهء ولد و ولادت ويژهء تولد انسان از انسان است .
ترديدى نيست كه معناى اول ، دربرگيرندهء طفل شبيهسازىشده ، بر آن صدق مىكند كه نوزاد شبيه ، از سلول جسمى حادث و خارج شده است . پس واژهء ولد و فرزند بر آن اطلاق مىشود .
اما معناى دوم ؛ يعنى تولد انسان از انسان ديگر ، اگر قيد انسان ، احترازى باشد ، طبعا طفل شبيه ؛ چون از انسان متولد نشده ، اطلاق فرزند و ولد بر آن دشوار است .
در فقه و حقوق واژهء ولد در چند مورد به كار رفته است :
1 . ولد حاصل از نكاح شرعى ؛
2 . ولد حاصل از ملكيت مالك بر كنيز ؛
3 . ولد ملاعنه كه پس از مراسم لعان ، فرزند از پدر نفى و به مادر ملحق مىشود ؛
4 . ولد شبهه كه بر اثر ارتباط جنسى ميان مرد و زن به خاطر شبههء ازدواج و نكاح به دنيا آمده است ؛
5 . ولد زنا كه از التقاى جنسى ميان زن و مرد بدون مجوّز شرعى متولد مىشود ؛
6 . فرزند خواندگى ( تبنّى ) .
با بررسى اين موارد از اطلاق واژهء ولد درمىيابيم كه طفل شبيهسازىشده در هيچيك از اين موارد داخل نيست و سبب اصلى آن ، عدم التقاى جنسى در شبيهسازى
هامش
( 1 ) . محمد فيروزآبادى ، قاموس المحيط ، ج 1 ، ص 605 .