استحاضه بودن اين خون ( با توجه به اينكه همهء شرايط حيض ، موجود است و مانع مفقود مىباشد ) باعث مىشود فلسفهء اين احكام زير سؤال برود ؛ براى نمونه :
1 . واجب شدن برخى از حرامها با تغيير حكم
زن بايد در اين حالت ، همهء عباداتش را در هر شرايطى بهجا آورد حتى عباداتى كه طهارت شرط صحت آنها مىباشد ؛ بنابراين ، مشكلات بىشمار روحى و جسمى براى زن - بهخاطر غسل كردنهاى پىدرپى در نيمه شب و روز كه باعث درد و ناراحتى دوچندان او در اين حالت مىشود و در پايان نيز بهخاطر خون زيادى كه در اوايل قاعدگى مىبيند در عمل با وجود غسل كردن ، نماز را در حالت ناپاكى مىخواند - به بار مىآيد و با توجه به قاعدهء « لا ضرر » ، درستى اين حكم ، جاى ترديد است . افزون بر اينكه فلسفهء حكم حرمت نماز و روزه در اين ايام ( ايام قاعدگى ) متزلزل مىشود .
2 . حلال شدن حرام ، در برخى موارد
همهء مواردى كه در دورهء قاعدگى بر زن حرام بوده ، ناگهان با رسيدن به سنّ ويژهاى حلال مىشود ؛ همچون وارد شدن به مساجد ، دست زدن به خطّ قرآن ، خواندن سورههاى عزائم ، طواف و اعتكاف ، كه اينها نيز مشروط به طهارت مىباشند كه در فرض ما وجود ندارد .
3 . پيدايى ضرر در برخى موارد
مانند حرمت نزديكى كه در صورت تغيير حكم ، برداشته مىشود و چون بسيارى از مفسران در تفسير آيهء
( فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ )
« 1 » باور دارند كه فلسفهء حرمت نزديكى ، جلوگيرى از ضرر قطعى است ، همان گونه كه در بخش عوارض پزشكى حاصل از
هامش
( 1 ) . آية اللّه طالقانى ، پرتوى از قرآن ، ج 2 ، ص 132 .