مىگرفت ، از آن سوارى مىكشيد ، و حاجت خود را نيز به آن برمىآورد و اين ، فساد فراوانى را موجب مىشد . پس پشت آنها را براى سوارى كشيدن بر مردم مباح و فرج آنها را حرام كرد . خداوند زنان را براى مردان آفريد ، تا با آنان همدم شوند ، و در بر آنان آرام گيرند ، و آنان برآورندهء نيازهاى جنسىشان و مادران فرزندانشان باشند .
مناقشه در ادلّه تحريم
در باب روايات و آيات ياد شده كه بر حرمت مسئله تلقيح دلالت مىكنند ، مناقشه شده و به تضعيف روايتها انجاميده و به اين نتيجه رسيده است كه اين عمل اشكال ندارد ؛ يعنى اگر تلقيح از آب شوهر زن و از غير شوهر نيز باشد حلال است .
به عبارت ديگر ، هرگونه لقاح مصنوعىاى كه صورت گيرد - كه مجموعه صورتهاى آن را هشت تا مىدانند - حلال است . « 1 »
در ادلّهء حرمت صورت دوم ، به گونههاى مختلف مناقشه شده است : 1 . در سند روايتها ؛ 2 . در دلالت آيهها و روايتها . بدينسان اگر ثابت شد ، آيهها و روايتها بر مقصود دلالت ندارند ، صورت دوم مورد نظر ما حرام نخواهد بود و دليلى بر حرمت ريختن منى مرد نامحرم ، در رحم زن نامحرم وجود ندارد . اكنون به بررسى سخنان ناقدان مىپردازيم :
الف ) آيات
1 .
قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ .
« 2 »
آيهء شريفه بر وجوب حفظ فرج از زنا و نظير آن دلالت نمىكند ، زيرا همان گونه كه قبلا ياد شد ، مراد از حفظ فرج در آيهء شريفه ، نگاه كردن به فرج است . حضرت صادق عليه السّلام فرمود : « كلّ آية في القرآن في ذكر الفروج فهي من الزنا إلا هذه الآية فإنها من النظر . » « 3 »
هامش
( 1 ) . محمد يزدى ، مجلهء فقه ، ش 5 و 6 ؛ محسن حرمپناهى ، مجله فقه ، ش 3 .
( 2 ) . نور ( 24 ) آيهء 31 .
( 3 ) . تفسير نور الثقلين ، ج 3 ، ص 578 .