و فرغ عليه الماء و أفرغه : صبّه . و في التنزيل
رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً
« 1 » أي أصبب ؛ افراغ ريختن است ، فرغ عليه و افرغ : بر او آب ريخت . در قرآن فرموده : پروردگارا بر ما صبر بريز . »
و « أفرغت الدماء أرقتها » « 2 » و در اصل به معناى « خلو » مىآيد و « فراغ » ، خلاف « شغل » است ، و « مفرغ » ، « دلو » است ؛ همان جايى كه آب از آن مىريزد و خالى مىشود . و
سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ ؛
« 3 » يعنى « سنعمد » و اين معنا مجاز است . « 4 »
و در حديث غسل آمده كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله « كان يفرغ على رأسه ثلاث إفراغات » جمع « افراغة » و آن يكبار از « افراغ » است . « 5 »
فيومى نيز در مصباح المنير فرموده : « أفرغت الشيء صببته ، إذا كان يسيل أو من جوهر دائم ؛ يعنى آن چيز را ريختم و اين لغت در مورد چيزى بهكارمىرود كه سيال است . »
دلالت روايت
اين حديث جملهء « افراغ منى » را به كار گرفته است و در حقيقت مىخواهد از امرى غير از زنا خبر دهد ، زيرا وقتى گفته مىشود : « زنى زيد » بدانگونه كه از كتابهاى لغت و فقه بهدست مىآيد ، زنا يعنى « ادخال ذكر في فرج المرئة » كه از روى اكراه و شبهه نيز نبوده است . « 6 » بنابراين ، زنا همان ادخال فرج است ، چه انزال منى بشود ، و چه نشود . انزال ، شرط تحقق زنا نيست . اين مفهوم و معنا قطعا حرام است ، و ادلّهء حرمت زنا به اين دو فرد معروف و مشهور منصرف است ، امّا در روايت فرد سومى و به عبارت ديگر مفهومى اعم مورد نظر قرار دارد و آن قرار دادن منى مرد در رحم زن است . بر اين اساس مىتوان گفت ،
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 126 .
( 2 ) . ترتيب لسان العرب ، ج 10 ، ص 242 .
( 3 ) . الرحمن ( 55 ) آيهء 31 .
( 4 ) . احمد ابن فارس ، معجم مقاييس اللغه ، ج 4 ، ص 493 .
( 5 ) . مبارك بن محمد ابن أثير جزرى ، النهايه ، ج 3 ، ص 437 .
( 6 ) . مقداد بن عبد اللّه سيورى ، التنقيح ، ج 4 ، ص 328 ؛ جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 25 ؛ تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 455 ؛ ابراهيم بن محمد بن مفلح الحنبلى ، المبدع فى شرح المقنع ، ج 7 ، ص 388 ؛ محمد شربينى الخطيب ، مغنى المحتاج ، ج 4 ، ص 143 .