و نيز مىفرمايد :
ازاينرو بر بنى اسرائيل مقرر داشتيم كه هركس ، ديگرى را نه به قصاص قتل كسى يا ارتكاب فسادى بر روى زمين بكشد ، چنان است كه همه مردم را كشته باشد . « 1 »
و همچنين در وسائل الشيعه ، تحت عنوان « باب تحريم القتل ظلما » بيست روايت در اينباره نقل كرده است . « 2 »
2 . آياتى كه از قتل اولاد و به عنوان پديدهاى شوم ، زنده به گور كردن دختران را نهى مىكند ، و وضعيت حال آنان را به هنگام بشارت دادن به دختر بيان مىكند :
و چون به يكىشان مژدهء دختر دهند سيهروى مىشود و خشم خود فرو مىخورد . از شرم اين مژده از مردم پنهان مىشود ، آيا به خوارى نگاهش دارد يا در خاك دفنش كند . « 3 »
و مىفرمايد :
چون از دختر زنده به گور شده پرسيده شود به چه گناهى كشته شده است . « 4 »
3 . دستهء سوم آياتى است كه از قتل اولاد به جهت ترس از فقر و نادارى و خشكسالى نهى مىكند . در مواردى قرآن از پديدهء شوم « املاق » « 5 » ياد مىكند :
بگو بياييد تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده است براىتان بخوانم اينكه به خدا شرك نياوريد ، به پدر و مادر نيكى كنيد و از بيم درويشى فرزندان خود را مكشيد . « 6 »
و در سورهء اسراء نيز مضمونش اينگونه است « 7 » و در مورد ديگر پيمان گرفتن پيامبر از زنان مؤمن - پس از فتح مكه به هنگام بيعت آنان با آن حضرت - مبنى بر اينكه
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) آيهء 32 .
( 2 ) . ج 19 ، باب اوّل « قصاص النفس » .
( 3 ) . نحل ( 16 ) آيهء 58 و 59 و زخرف ( 43 ) آيهء 17 .
( 4 ) . تكوير ( 81 ) آيهء 8 و 9 .
( 5 ) . املاق به معناى نادارى ، فقر و درويش است ؛ يعنى از ترس فقر و به ذلّت افتادن به هنگام خشكسالى و قحطى فرزندان را مىكشتند . « تملّق » از اين ماده است .
( 6 ) . انعام ( 6 ) آيهء 151 .
( 7 ) . آيهء 31 .