10 . فروع مترتّب بر بحث تحديد نسل از نظر اسلام ، راههاى جلوگيرى از انعقاد نطفه ، رفع كمبودها بر اثر ازدياد جمعيت و سرانجام پاسخ به چند سؤال فقهى - پزشكى .
معناى لغوى واژهء سقط جنين
تحقيق در معناى لغوى واژهها ، از آن جهت مطرح است كه مىتواند ما را به معناى اصطلاحى نزديك كند . لغتنامه دهخدا اين واژهها را اينگونه معنا مىكند :
سقط ، اسقاط : افكندن ، اسقاط جنين ، بچّه انداختن از شكم ، بچّهء ناتمام افكندن زن ، لفظى تازى است و به پارسى فكانه گويند . « 1 »
القا نيز به همين معنا آمده است . « 2 »
اجهاض : شتابانيدن ، بچّه بيفكندن شتر ، دور كردن ، رهانيدن . « 3 »
در أقرب الموارد آمده است :
الجنين المستور من كل شيء و المقبور و الولد ما دام في الرحم . « 4 »
واژهء جنين
لغتنامه دهخدا :
جنين : مرده در گور ، هر چيز پوشيده ، بچه كه در شكم مادر باشد . شعر : بچه نازادن به از شش ماهه افكندن جنين ( از منوچهرى ) . « 5 »
در لسان العرب مىنويسد :
في الحديث [ و في التنزيل ] جنّ عليه الليل ، أي ستره ، و منه سمّي الجنين لاستتاره في بطن أمّه . « 6 »
هامش
( 1 ) . ج 1 و 2 ، واژههاى : اسقاط ، القاء ، اجهاض و جنين .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . الجوزي الشرتوني اللبناني .
( 5 ) . لغتنامه ، ج 1 و 2 ، واژههاى اسقاط ، القاء ، اجهاض و جنين .
( 6 ) . ج 2 .