يكى اينكه كالبد شكافى اختصاص به جسد و كالبد انسان و يا حيوان دارد و به غير آن دو اطلاق نمىشود . دوم آنكه توسط پزشكان و متخصصان صورت مىگيرد و لذا به هرگونه تقطيع و جداسازى اندامها اطلاق نمىشود . و سوم آنكه تشريح ، در واقعيت عينى آن ، عملى هدفدار است و اغراضى كه از طريق آن تعقيب مىشود ؛ مانند نجات جان انسانها يا كشف جرم يا پيشرفت دانش پزشكى و . . . ، امورى خردمندانه است .
از نظر تاريخى ، مبدأ مشخصى براى پيدايى تشريح و كالبد شكافى بيان نشده ، ولى از بررسىهاى تاريخى به دست مىآيد كه پيشينهاى طولانى و قدمتى چندين هزار ساله دارد .
در لغتنامه دهخدا در اينباره آمده است : تشريح از دوران باستانى در ميان اقوام ايرانى و هندى و مصرى متداول بوده و جاىجاى بر اثر نفوذ مذهبى شدت و ضعف داشته است . « 1 »
تشريح در نگاه فقهى
از نظر فقهى ، بحث تشريح و كالبد شكافى پيشينهء چندانى ندارد . گرچه مسائلى چون بريدن سر ميّت يا بعضى از اعضاى آن در بحث ديات ، در كتابهاى فقهى پيشين مطرح بوده است ، امّا نمىتوان آن را بخشى از مباحث تشريح و كالبد شكافى دانست .
بهطور كلّى ، پرداختن به موضوع تشريح و كالبد شكافى و بحث فقيهانه و استدلالى دربارهء آن ، مستلزم طرح پرسشهايى چند و گشودن زوايايى مختلف است .
عنوانهاى كلّىاى كه در اين زمينه وجود دارد از اين قرارند :
1 . حكم تشريح و كالبد شكافى با عنوان اوّلى و حدود و گسترهء آن ؛
2 . حكم تشريح با عنوان ثانوى و به لحاظ ضرورتها و تعيين نوع ضرورتها ؛
3 . نقش خواست و ارادهء انسان در حكم ، يا به تعبير ديگر ، حكم وصيّت دربارهء كالبد شكافى ؛
4 . حكم ديه در مورد كالبد شكافى ؛
هامش
( 1 ) . دهخدا ، لغتنامه ، ج 4 ، ص 5910 .