حضرت صادق عليه السّلام فرمود :
لا تسترضعوا الحمقاء فإنّ الولد يشبّ عليه ؛
زنان احمق را براى شير دادن انتخاب نكنيد ، چه اينكه فرزندان با همان شير رشد مىكنند .
از اين روايتها چنين فهميده مىشود كه رشد فرزند از شير مادر نيز هست . البته مىگوييم كه روايتهاى گروه دوم با روايتهاى گروه اوّل تنافى ندارد ، و اگرچه بچّه از مادر تغذيه مىشود ، شارع بچّه را به پدر ملحق كرده است ؛ هرچند بر اين شير دادن احكام مخصوص مادر نيز بار خواهد بود .
روايتها در اينباره بسيارند ، ولى از آيات شريفه نيز ، حكم مذكور برمىآيد ، كه مادر در اين فرض ، مادر فرزند حساب مىشود و احكام محرميت فرزند بر مادر و اقوام او مترتب مىگردد . بنابراين ، پدر با چنين دخترى نمىتواند ازدواج كند ، و نسبت به عمو و عمّه و دايى و خاله محرم مىشود و حكم فرزند نسبى بر او بار مىگردد ؛ آيهء شريفه مىفرمايد :
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ وَ خالاتُكُمْ وَ بَناتُ الْأَخِ وَ بَناتُ الْأُخْتِ .
« 1 »
حتى دربارهء دخترى كه از زنا متولد شود ، فقيهان احكام نسب بر او بار مىكنند ، زيرا او دختر آن مرد محسوب مىگردد . بنابراين ، آيهء شريفه مىگويد كه مادران شما و خواهران و دختران و عمّهها و خالهها ، و دختران برادر و دختران خواهر بر شما حرامند .
اگر زنى كه منى در رحم او پروريده شده ، مادر شمرده شود و مردى كه منى از او بوده ، پدر محسوب گردد ، احكام نسب خود به خود ثابت مىشود .
نيز در آيهء شريفه
إِنْ أُمَّهاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ
« 2 » مادر ، كسى است كه فرزند از او به وجود مىآيد . « إن » نافيه و « إلا » در مقام دلالت بر « حصر » ند . مادر كسى است كه بچّه از شكم او خارج شود . همانطور كه اگر دختر يا پسرى از زنى به نامشروع متولد شود ،
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 23 .
( 2 ) . مجادله ( 58 ) آيهء 3 .