توضيح برخى واژهها
زخم آكله - بيمارى خوره ، بيمارى پوستى كه دير التيام مىيابد .
داء الثعلب - درد روباه ، ريزش مو
داء الحيّه - گرى
عرق النساء ( سياتيك ) - درد رگى از پشت پا كه از ورك تا كعب كشيده شده است .
داخس - التهاب ناخن
امّ الصّبيان - پرش اعضاء
خفقان - لرزش و تپشى است كه به قلب و ريه عارض مىشود براى دفع مواد فاسد و عفن كه خود يا بخار آنها متوجه قلب مىشود و بدان اصابت كند
زرور - آنچه سائيده و بر عضو بپاشند
ملطّف - لطيفكننده
مفرّح - شادىآور
همّ و غمّ - افسوس از گذشته و نگرانى از آينده
صرع - غش
سخاله - براده
رمد - درد چشم
اكتحال - به چشم كشيدن چيزى
غلظت اجفان - كلفت شدن پوست پلك
بياض - لكه سفيدى كه در سياهى چشم افتد
غشاوه - شبكورى
كمنه - درد چشمى كه گويا خاك يا ريگ در چشم رفته است
هنون - اندكى در دهان داشتن
بخر - بدبويى دهان
كمادريوس - مريمنخودى ، ( يونانيان اين گياه را بلوط زمينى گويند )