خطرى كه با نوشيدن آبجو ، آنها را تهديد مىكند ، اعتياد به الكل است زيرا با نوشيدن تدريجى آبجو ، بدن به مقدار الكلى كه در آن است عادت مىورزد و چون ديگر به همان اندازه اكتفا نمىكند ، افزونى مىطلبد : و ناگزير شخص به مواد الكلى قويتر معتاد مىگردد .
مضافا اينكه الكل موجود در آبجو هم كم نيست : گاهى تا 12 % الكل دارد . زيانهاى جسمى همين مقدار را نيز بر معده و روده ، نمىتوان ناديده گرفت .
دين مقدس اسلام ، آبجو را نيز حرام فرموده است : امام هشتم حضرت على بن موسى الرضا عليه السّلام مىفرمايد :
فقّاع ، شراب مجهولى است ، آن را مياشام ؛ اگر حكم در دست من بود ( يعنى زمام حكومت ظاهرى را در دست مىداشتم ) فروشندهى آن را مىكشتم و آشامندهاش را تازيانه مىزدم . « 1 »
عمّار بن موسى مىگويد : از امام صادق عليه السّلام دربارهى آبجو پرسيدم ، فرمود : آبجو نيز شراب است . « 2 »
شخصى نامهاى به امام رضا عليه السّلام نوشت و از آبجو پرسيد فرمودند : فقّاع هم چون شراب حرام و خورندهى آن مانند شرابخوار است . « 3 »
پيشواى بزرگ اسلام حضرت محمد عليه السّلام مىفرمايد :
هر « آشاميدنى » كه سرانجامى چون سرانجام شراب دارد ؛ حرام است . « 4 »
از اين گفتار خردمندانه چنين برمىآيد كه هرچه ( آبجو يا غير آن ) كه چون خمر ، مستى آورد و هستى ببرد ؛ حرام و نوشيدن آن از نظر اسلامى ممنوع است . بنابراين مسلمانان به حكم وظايف دينى ، و براى خرسندى خداوند توانا و بينا ، بايد از آشاميدن هر گونه مسكر بپرهيزند ؛ يا دستكم اگر از خداى شرم نمىكنند و به خاطر خدا دست بر نمىدارند ؛ به خاطر سلامت جسم و روح خويش ، از آن پرهيز كنند كه اضافه بر سلامتى ، اجر و پاداش هم دارد زيرا ترك مىخوارگى چندان مورد توجه اسلام است كه اگر كسى تنها براى سلامت جسم و روح خويش از نوشيدن آن خوددارى كند ؛ از مزد معنوى نيز محروم
هامش
( 1 ) . فروع كافى ، ج 6 ، ص 424 و 423 .
( 2 ) . فروع كافى ، ج 6 ، ص 424 و 423 .
( 3 ) . فروع كافى ، ج 6 ، ص 424 و 423 .
( 4 ) . مستدرك ، ج 3 ، ص 141 .