رازهاى شگفت خلقت حيوان
گفتوگوى امام صادق و مفضّل پيرامون توحيد و خداشناسى در بيان شگفتىهاى حيوان و اسرار خلقت حيوانات از شاخصترين مباحث مطرح در تاريخ بيان شگفتىها بوده است .
امام عليه السّلام با مفضّل چنين شروع به سخن كرد :
اى مفضل ! امروز دربارهى حيوان با تو سخن خواهم گفت ، تا به چگونگى آفرينش آن همانند بقيهى پديدهها واقف گردى .
در ساختمان بدن حيوانات بينديش و در آمادگى و تناسب آن براى زندگى هريك تدبر كن ! بدن حيوانات نه سخت و سفت همچو سنگ است كه اگر چنين مىبود ، انعطاف نداشت و در انجام كارها قابل استفاده نبود و نه در نهايت نرمى و سستى است كه در اين صورت حيوان نمىتوانست روى پاى خود بايستد و تعادل خود را حفظ كند ازاينرو خداوند بدن حيوانات را از مقدارى گوشت نرم قابل انعطاف كه در لابلاى آنها مقدارى استخوان محكم قرار دارد و گوشتها را نگه مىدارد آفريده است و آن را با رشتههاى اعصاب و مويرگها كه همچون نخى اجزاى بدن را به هم پيوند و اتصال مىدهد استحكام بخشيده و بر روى آن عايقى به نام پوست كشيده كه مجموعهى بدن را شكل داده است . نظير آن مجسمهها و عروسكهايى كه از چوب در ساختمان بدن عروسك به منزلهى استخوان و پارچه به جاى گوشت و نخها همانند مويرگها و عصبها و صمغ و مادهى چسبنده در عوض پوست است .
پس اگر عاقلانه باشد كه بگوييم حيوان جنبده و جاندار تصادفا و بدون صانع و آفريدگار به وجود آمده است خواهيم توانست بگوييم كه اين عروسكها و مجسمههاى بيجان نيز بدون سازنده ، هستى پيدا كردهاند و چون هيچ عاقل و خردمندى چنين امرى را جايز و روا نمىداند پس خلقت و آفرينش حيوانات بدون سازنده و آفريدگار به طريق اولى نامعقول خواهد بود .
و در ارگانيسم بدن چهارپايان و ستوران بينديش كه همانند بدن انسان از گوشت و استخوان و رگها آفريده شده و آنها نيز از بينايى و شنوايى بهرهمندند تا انسان بدان وسيله نيازهاى خود را رفع نمايد و اگر آنها كر و كور مىبودند انسان نمىتوانست از آنها استفاده كند و در رفع نيازهاى زندگى از