تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب سنتى خسروى ( درمان بيماريهاى مختلف با گياهان دارويى و مواد طبيعى ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠

ورم زبان

اگر زبان ورم كند بايد اول بررسى شود كه از حرارت است يا علت و اسباب ديگرى دارد اگر آثار حرارت مانند خشكى دهان ، سرخى ورم ، سرخى بول ، سرگيجه يا صداع فوق راس و غيره در بيمار باشد بايد به بيمار منضج و مسهل‌هاى سرد مزاج بدهند و داروهاى سرد مزاج مانند سماق و تاجريزى و گلنار و اسفرزه و محلولى كه مغز فلوس در آن حل شده باشد و امثالهم بجوشانند و روزى چند بار در دهان گرفته مضمضه كنند تا بتدريج ورم تحليل رود و بيمارى بهبود حاصل كند . نبايد بگذارند ورم كهنه شود و هرچه زودتر بايد به مداواى آن بپردازند . بيش از هشتاد درصد اورام زبان از حرارت مىباشند امّا اگر آثار حرارت در بيمار نباشد ممكن است ورم جزء ورمهاى سوداوى باشد بايد داروهائى خورده شود كه هليله زرد و هليله سياه و تخم گشنيز و تخم كاسنى در آنها باشد و جوشانده ريشه كاسنى يا تخم كاسنى و تخم گشنيز را مرتب در دهان بگيرند تا ورم تحليل رود در اين‌گونه ورم‌ها چنانچه بهبودى بتأخير افتد لازم است از عضو نمونه‌بردارى شود چون اورام سوداوى زبان آمادگى زيادى براى سرطانى شدن دارند و اگر سبب ورم زبان چيز ديگرى باشد بايد متناسب با مزاج و احوال بيمار به مداواى آن پرداخته شود .

« شب‌كورى يا عشاء و روزكورى يا جهر »

شب‌كورى حالتى است كه فرد بيمار از اوائل شب چشمانش تار و تقريبا نابينا مىشود اين بيمارى در كشورهاى جهان سوم و افرادى كه برنامه غذائى ناقص دارند و مواد لازم براى شبكيه چشم به آنان نمىرسد بيشتر مشاهده مىشود . براى مداواى اين بيمارى بايد جگر بز يا گوسفند را صبح ناشتا به سيخ كشيده بالاى آتش گذارند و مقدارى برگ مورد پودر كرده را روى آن بپاشند و در حال طبخ بخار آن را به چشم بدهند و به صورت نيم‌پز درآورده و بجاى صبحانه ميل كنند و اين عمل را چند روز ادامه دهند تا شبكيه چشم به حال طبيعى درآمده و بيمارى بهبودى حاصل كند . روزكورى يا جهر : اين بيماران روزها كه نور خورشيد موجود است تقريبا بينائى خود را از دست مىدهند لكن شب‌ها مانند افراد سالم مىتوانند از چشمان خود استفاده كنند . اين بيمارى اگر مادرزادى باشد اشكال در ساختمان كره چشم است و چنانچه بعدا عارض شده باشد بايد علت آن ريشه‌يابى شود .
طب سنتى خسروى ( درمان بيماريهاى مختلف با گياهان دارويى و مواد طبيعى ) ( فارسى ) — صفحة 270 | سيد مهدى خسروى