تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب سنتى خسروى ( درمان بيماريهاى مختلف با گياهان دارويى و مواد طبيعى ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
براى ترك اعتياد آنان لذا بر پزشك معالج است كه در معالجات خود هر دو قسم جسمى و روحى و روانى را در نظر داشته باشد . پزشكان سنتى جهت ترك اعتياد معمولا از همان موادى كه معتاد مصرف مىكرده يا تركيباتى از مواد گياهى كه مىتوانند جايگزين آن گردند مانند گياه بنگ‌دانه ، خشخاش كوهى ( وحشى ) ، شقايق ، شاهدانه و غيره را انتخاب كرده و روزانه مقدارى از اين ماده استخراج شده از گياهان فوق را كه به طريق سنتى درست مىكرده‌اند به معتاد مىداده و بتدريج هر سه روز يك بار مقدارى از آن را كسر نموده تا به حد اقل برسانند و ظرف مدت دوازده تا پانزده روز ماده مخدر جايگزين كرده را از معتاد قطع مىكرده‌اند و همراه آن از شربتها و معاجين تقويت‌كننده مغز و اعصاب به بيمار مىداده‌اند مانند شربت بقراط ، شربت صندل ، معجون شيخ الرئيس و معجون فيقرا و غيره و اگر بيمار يا معتاد به بيخوابى مبتلا شود مىتوان بطور موقت از داروهاى گياهى خواب‌آور استفاده نمود اگر بطريق فوق عمل شود معمولا معتاد كمتر ممكن است به اسهال يا ناراحتىهاى ديگر مبتلا گردد و اگر مبتلا شد از داروهاى گياهى ضد اسهال مىتوان استفاده نمود و اگر دست‌وپاى معتاد احيانا درد گرفت بايد با روغن‌هاى گرم مزاج مانند روغن كنجد يا روغن عنصل اعضاء دردناك بدن را مالش داد معمولا ظرف مدت پانزده تا بيست روز معتاد از بند اعتياد آزاد مىگردد و پس از مدتى كه ماده اصلى اعتياد آور كنار گذاشته شد لازم است نسبت به ترك سيگار و قهوه و چائى غليظ ايشان هم اقدام لازم معمول گردد تا بدن به حال اوليه خود برگردد و انجام اعمال حياتى روال طبيعى خود را بازيابند .

« كم شدن توان و بهم خوردن تعادل و عدم ادامه فعاليت پس از قدرى راه رفتن يا كار كردن »

گاه مشاهده مىشود در بعضى از جوانان و نوجوانان يا افراد ديگرى كه پس از قدرى راه رفتن حالتى در عضلات و اندامهاى مربوط به حركات آنان پيدا مىشود كه توان خود را براى ادامه حركت از دست مىدهند و به زمين مىافتند يا مىنشينند . غير از يك نوع از اين بيمارى كه از سنين نوجوانى در انسان پيدا مىشود و بتدريج رو به پيشرفت مىباشد و جزء بيماريهاى ارثى بوده و صعب العلاج است . بقيه قابل مداوا مىباشند لذا جهت مداوا ابتدا بايد بيمارى ريشه‌يابى شود ممكن است در اثر گرفتگى عضلات حركت‌دهنده چنين حالتى عارض شود و يا در اثر نرسيدن غذا و اكسيژن كافى به بافتها و عضلات مربوط چنين حالتى عارض گردد كه چون مواد لازم براى سوخت‌وساز در اختيار عضو نيست عضلات توان خود را از دست مىدهند گاهى هم