تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب سنتى خسروى ( درمان بيماريهاى مختلف با گياهان دارويى و مواد طبيعى ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
بسيار ديده شده در اثر ترس ناگهانى قسمتى از اعضاء بدن انسان فلج شده و سخن گفتن فرد دچار اختلال گرديده و بخصوص در اطفال ترس ناگهانى بمركز تكلم در نيمكره‌هاى مخ آسيب جدى وارد آورده و سبب لكنت زبان مىشود كه چنانچه زودتر مداوا نگردد براى هميشه باقى خواهد ماند لذا افراد بايد در برابر عوامل و حوادث و ناملايمات و جريانات ناراحت‌كننده روزمره ظرفيت بيشترى داشته باشد و اجازه ندهند كه جريانات زودگذر به جسم و روح آنان آسيب برساند . نسخه - دخترى هيجده ساله كه پس از شنيدن خبر ناخوشايندى دست و پايش سر شده و زبانش ياراى سخن گفتن به حال طبيعى را ندارد و مدت چهل روز است كه نزد چند پزشك مداوا كرده بهبودى حاصل نشده اينك داروهاى تجويزشده در نوبتهاى مختلف بطور اختصار قيد مىشود ريشه پوست گرفته شده شيرين‌بيان ( اصل سوس ) تخم كرفس و توكليجه و فرنجمشك و بادرنجبويه از هركدام مقدارى را اخذ و مجموع را بجوشانند صاف كنند دو روز صبح و عصر هر نوبت از آب دارو يك ليوان بخورند . روز سوم مقدارى سناى مكى و اسطوخودوس را بجوشانند آب صاف شده را با قدرى روغن بادام شيرين بخورند ضمنا مقدارى ميوه درخت كاج و قرنفل ( ميخك ) و زنجبيل را پودر كنند بجوشانند و از آب صاف شده روزى چند بار در دهان گرفته در بن زبان نگهدارند و مضمضه نموده و تف كنند از روز چهارم به بعد اگر شربت بقراط در اختيار باشد صبح و عصر يك قاشق غذاخورى ميل كنند و اگر شربت مذكور در اختيار نباشد مىتوانند مقدارى بادرنجبويه و سنبل الطيب و گاو زبان و اصل سوس را بجوشانند روزى سه نوبت و هر نوبت نصف ليوان از آب صاف شده دارو بخورند و از داروهاى ديگرى كه مىتوانند مضمضه كنند جوشانده برگ مورد و زنجبيل و فلفل سياه است كه بايد بجوشانند و در بن زبان گرفته روزى چند بار مضمضه نمايند و شب‌ها وقت خواب مقدارى معجون شيخ الرئيس يا معجون فيقرا در مقدارى گلاب حل كرده ميل نمايند . بايد قبل از هر چيز هيجانات روحى و روانى را كنار گذارند و گردش و تفريح و خنده و شوخى و مسافرت با افراد شوخ سفر براى ايشان مفيد مىباشد . نسخه - جوانى به مطب مراجعه كرده اين جوان پس از شنيدن خبر مرگ پدرش ابتدا قدرى پاهاى او لرزيده سپس كف پاهايش بيحس شده و مدتى است كه او را نزد پزشكان طب نوين برده‌اند مداوا نشده و فى الحال نيمه فلج است و قدرى كه راه مىرود تعادل خود را از دست داده و به زمين مىخورد و روحيه چندان خوبى هم ندارد .