عطش فراوان است كه در اين حالت با خوردن غذاهاى سرد و مرطوب و چرب نمودن مخاط بينى با روغن بنفشه بادام و ماليدن عصاره برگ خرفه بر پيشانى مرتفع مىگردد :
اى آنكه ز گرمى شده احوال تو سرد * از خشكى بينى چو تو را آمده درد
در پيش سر تو آب برگ خرفه * با روغن بادام طلا بايد كرد « 1 »
خشم
خشم يعنى از بين رفتن احساس بويائى يا به حد اقل رسيدن آن گاهى اين حالت در اثر استفاده بعضى داروها كه سبب بىحس شدن يا از بين رفتن سلولهاى بويائى مىشوند عارض مىشود و گاهى نيز در اثر تجمع مواد و اخلاط مختلف در دستگاه گوارش اين حالت پيش مىآيد در اين حالت احساس بويائى كم مىشود اما زايل نمىگردد و علامات آن عبارتند از كم شدن حواس ، سنگينى سر و غليظ شدن بول
اى آنكه ترا قوت شم باطل شد * احساس ببوى نيك و بد مشكل شد
اخلاط غليظ گر بود موجب آن * از داروى مسهل نتوان غافل شد
حساسيت فصلى آلرژى فصلى - تب علفى - پولنّوز
عدهاى از مردم به علت آمادگى ارثى كه در آنان موجود است مخاط بينى و چشمها و يا ششهاى آنان نسبت به بعضى مواد شيميائى و يا گرده گلها و علفهاى مختلف
هامش
( 1 ) - طلا كردن يعنى ضماد كردن .