كه هر دو را پودر كرده و مقدارى آب جوش بالاى آن ريخته و بهم مىزنند و مىگذارند سرد شود مرحم حاصل را مرحم لعابى مىنامند از اين مرحم كه خوب مىتواند چرك زخمهاى چركى را جذب نمايد در دهانه آن گذاشته مىشود ضمنا اگر اطراف آن سرخى داشته باشد مىتوان در روى سرخىها نيز از مخلوط كافور و سركه ضماد نمود .
عقربك :
گاهى در روى نرمك جلو انگشتان بخصوص انگشت شصت دست يك ورمى كه ابتدا قرمزرنگ بوده و خارش دارد سپس محكم و سفت مىشود و ريشهدار است و درد شديد دارد و در سطح داخلى انگشت پيدا مىشود و به بن ناخن مربوط نيست پديد مىآيد مردم غرب ايران آن را عقربك مىگويند مداواى عقربك تقريبا مشابه مداواى بادگرم ( باد سرخ ) مىباشد و در پايان مداوا معمولا يك ماده سفت ريشهمانند از داخل آن خارج مىگردد .
زوآ :
گاهى يك برجستگى استوانهاىشكلى به اندازه يك دانه گندم يا برنج و به شكل خون خشكشده در كنار انگشت دست پيدا مىشود كه هرچند روز يك بار از آن مقدارى حدود دو سه مثقال خون مىآيد درد كم و مختصرى هم خارش دارد . در ميان كردها اين زخم بيشتر مشاهده مىشود و كردها به آن زوآ مىگويند اين زخم با عقربك و ساير زخمهائى كه در انگشت دست پيدا مىشوند فرق دارد نبايد آن را زياد دستكارى كنند و زالو هم براى آن ضرر دارد جهت مداواى آن بايد زاج سفيد را پودر كرده و زخم را با آب نيمگرم كنند و از پودر زاج روى برجستگى سرخ خونمانند بپاشند و اين عمل را مدتى صبح و عصر ادامه دهند . تا زاج برجستگى را بخورد بعد جاى زخم آن را از مرحم ابيض كه بپارچهاى كشيده شده بگذارند تا زخم بهبودى يابد .