گاهى هم شدت آن به حدى است كه بيمار قادر به ايستادن و حركت نيست و گاهى پيدايش سرگيجه مقدمه تشنج مىباشد گاهى سرگيجه چنان شدت پيدا مىكند كه بيمار از هوش مىرود .
عواملى كه اسباب و علت سرگيجه مىباشند :
1 - عوامل محيطى مانند برخورد گرماى زياد يا آفتاب شديد به سر كه با ريختن آب خنك بر سر يا گذاشتن كيسه يخ بر سر مداوا مىشود ضمنا ماليدن لعاب داروهاى سرد مزاج مانند لعاب اسفرزه بر سر بهبودى را تسريع مىنمايد .
2 - برخورد ضربه به سر و ايجاد ضايعاتى در مراكز عصبى داخل جمجمه در چنين حالتى ضمن استراحت كامل بايد سر اين افراد را با ريختن آب خنك يا گذاشتن مقدارى يخ بر سر سر بيمار را خنك نگهدارند ولى با گذاشتن يخ مدت زيادى ادامه نيابد .
3 - بالا رفتن مقدار چربى خون كه در اين حالت با مصرف داروهاى ضد چربى و رژيم غذائى بدون چربى مداوا مىشود .
4 - باقيماندن مقدارى از مواد صفراوى در خون و عدم دفع آن مواد كه با مصرف مسهلهائى كه ترشح و دفع صفرا را زياد مىكنند مداوا مىشود .
5 - گاهى سرگيجه مقدمهاى است جهت شروع درد سرهاى ميگرنى كه داروها و اعمالى كه درد سر ميگرنى را نقصان مىدهند اين سرگيجه را هم نقصان خواهند داد .
6 - گاهى سرگيجه مربوط است به افزايش فشار درون جمجمه در اين حالت بايد برابر دستوراتى كه در پائين آوردن فشار خون داده شده فشار داخل جمجمه را پائين آورد .
7 - گاهى ناراحتىهاى گوش درونى كه آن را لابيرنتيت مىگويند با سرگيجههاى شديد همراه است .
8 - گاهى ضعف بنيه و كمخونى علت سرگيجه مىباشد كه با تقويت بنيه و خوردن غذاهاى مقوى و استراحت بموقع و گردشهاى ملايم و خنده و تفريح و تقويت روحيه