مىشود ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
در الموت آبدوغ مىخورند ( حميدى و ديگران ، 1384 : 232 ) .
در راور گريهء مو « 1 » شيره و آب انگور ، كاكل ذرت ، اكليل الملك تجويز مىشود ( كرباسى راورى :
156 و 158 ) .
سنگ مثانه
در ميبد دمكردهء گل خارشتر ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) و ماست و گل زرد مىخورند و شكم را مالش مىدهند ( حيدريهزاده : 79 ) .
در اصفهان تخم كرفس و خارخسك تجويز مىكنند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
كردها با ذرت ، نخود ، برگ شفتالو درمان مىكنند ( صفىزاده : 181 ) .
ورم مثانه
كردها با ترب و ذرت درمان مىكنند ( همان : 181 ) .
شاشبند
در مشكينشهر با كاكل ذرت ، دمكردهء كاه و تاج خروس درمان مىكنند ( ساعدى 1354 : 129 - 130 ) .
در ميبد انقوزه مىخورند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
در اصفهان ناشى از پروستات مىدانند ، كه يك جنسى است و تخمهجات خنك كه به آن شير خنك مىگويند تجويز مىشود ، مثل شيرخشت ، ترنجبين ، شير ، كشمش ، كاكنج و تاجريزى .
داروها سرد و تر است زيرا مرض از لحاظ كيفى گرم و خشك است ، انعطافپذير نيست كه نسبت به جاهاى ديگر بدن هماهنگى داشته باشد . همچنين براى حبس البول جوشاندهء برگ غافث « 2 » مغز ناخنك تجويز مىشود . اگر سوزش داشته باشد شيرهء كشمش مفيد است ( جانب اللهى و آذرمهر : 20 ؛ نيز - فلزدرمانى ) .
كردها با اسفناج درمان مىكنند ( صفىزاده : 181 ) .
در سى سخت كهگيلويه برگ شفتالو و برگ انگيرك « 3 » ( علف خودرو صحرايى ) را مىكوبند و زير ناف بيمار مىبندند ( صديق ايمانى : 10 ) .
هامش
( 1 ) . گريهء مو يا اشك مو آبى است كه با شكستن يا بريدن شاخهء مو از آن بيرون مىآيد .
( 2 ) .y fes( 3 ) .angirak